بدگمانی و توهم توطئه

محمدامین مروتی

یکی از بزرگترین مشکلات بنی بشر سوءظن و بدگمانی در حق یکدیگر است. این بلا، مانع رابطه صمیمانه و دوستانه و ساده ما با هم می شود. مرتب فکر می کنیم طرف نقشه و توطئه اش چیست و باز چه حقه ای سر هم کرده است؟

سوء ظن آفت رابطه سالم و موازی است.

در سیاست این سوء ظن به صورت "توهم توطئه" بروز و ظهور دارد.

یکی از دلایل مهم جر و بحث های بی نتیجه ما همین بدگمانی است. مولانا می گوید انسان بدگمان، با صد دلیل هم گوشش به حقیقت بدهکار نیست. بلکه هر دلیلی بیاوری، بدگمانی اش بیشتر می شود:

گفت هر مَردی که باشد بَدگُمان

نَشْنَود او راست را با صد نِشان

هر درونی که خیال‌اَنْدیش شُد

چون دلیل آری، خیالَش بیش شُد

در قصص چینی آمده است که دهقاني تبرش را گم كرد. بدگمان شد كه پسر همسايه دزديده است و به مراقبت او پرداخت.در روش او و در لحن كلامش حالتي عجيب يافت: همه رفتار او گواهي مي‌داد كه دزد تبر، اوست. اندكي بعد، مرد دهقان تبرش را باز يافت. هنگامي كه آخرين بار، براي آوردن هيزم به كوه رفته بود، در بازگشت، آن را بر جاي نهاده بود.روز ديگر پسر همسايه در دهكده بدو برخورد، مرد دهقان بار ديگر به مراقبت او پرداخت. در روش او، در لحن كلامش، هيچ چيز عجيبي نيافت. حقيقت حال آن كه، هيچ يك از رفتار وي گواهي نمي‌داد كه دزد تبر اوست!