روند حمایت آمریکا از کودتای 28 مرداد
روند حمایت آمریکا از کودتای 28 مرداد
محمدامین مروتی
مقاله نسبتاً جدید "مارک گازیوروسکی[1]" در خصوص نحوه ترغیب دولت آمریکا به حمایت از کودتا علیه مصدق، که در سال 2019 نوشته شده است، مبتنی بر مجموعه اسناد"برآورد اطلاعات ملی" و شورای امنیت ملی و سفارت آمریکاست که معمولاً توسط متخصصان سیا و وزارت امور خارجه نگاشته می شود. دولت "دموکرات ترومن" مخالف کودتا بود و در مقاطعی حتی باور به حمایت از مصدق داشت تا فروپاشی اقتصادی آن زمینه را برای به قدرت رسیدن چپ ها فراهم نکند. بنابراین ترومن پیشنهاد کودتای انگلیسی ها را در آبان 1331 رد کرد. اما به فاصله چند ماه که دولت "جمهوری خواه آیزنهاور" سر کار می آید، برادران دالس در پست های وزارت خارجه و ریاست سیا، برآورد دیگری از ماجرا به او عرضه می کنند که منجر به موافقت آیزنهاور با کودتا می شود.
این مقاله توسط ابراهیم اسکافی ترجمه و در شماره 81 اندیشه پویا (شهریور و مهر 1401) درج شده است.
مندرجات مقاله از این نظر اهمیت دارد که نشان می هد سیاست های کشورها در مقابل یکدیگر، مبتنی بر عوامل عدیده حاضر در میدان است نه طرح و نقشه هایی طولانی و به قول معروف در آب نمک خوابانده. همچنین نشان می دهد که چقدر نظر صاحب نظران و مشاوران کشورها با یکدیگر متفاوت بوده و غلبه یک سیاست بر یک سیاست دیگر به هیچوجه از پیش تعیین شده و به نوعی مقدر نیست بلکه تابع اوضاع و احوال روزمره است. و اما خلاصه مقاله گازیوروسکی:
اشغال ایران در جنگ دوم عمدتاً توسط نیروهای روسی و انگلیسی صورت گرفت و نیروهای آمریکایی بدان ها پیوستند.
ارزیابی فرماندهی ستاد مشترک آمریکا در تیر 1325 دایر بر ان است که شوروی پس از جنگ، قصد گسترش سلطه جهانی خود از طریق نیروی نظامی و علاوه بر اروپای شرقی قصد سرکار آوردن دست نشانده های خود در یونان و ایران و ترکیه را دارد. بحران آذربایجان این ارزیابی را تقویت کرد.
بحران آذربایجان منجر به تضعیف حزب توده، اعلام حکومت نظامی و دستگیری تعدادی از سران حزب شد. حزب در اعتراض، انتخابات 1326 مجلس را تحریم کرد که منجر به تضعیف بیشترش شد. انشعاب خلیل ملکی و یارانش در اعتراض به وابستگی حزب به اتحاد شوروی بازهم به تضعیف بیشتر حزب انجامید.
سوء قصد به شاه در بهمن 1327 توسط مهاجمی که با حزب روابطی داشت، منجر به غیرقانونی شدن آن و دستگیری حدود 500 عضو و تعطیلی 60 روزنامه آن شد ولی حزب از فعالیت بازنایستاد. تعدادی از رهبرانش از زندان گریختند و حزب پس از دو ماه انتشاراتش را از سر گرفت.
گزارش سفارت در پایان سال 1329 از بحران اقتصادی و ناکارآمدی دولت و نارضایتی گسترده مردم سخن می گوید. در این شرایط آمریکا از به قدرت رسیدن مرد قدرتمندی چون رزم آرا در خرداد 1329استقبال کرد که بزعم گزارش، قدرت اصلاحات و سازماندهی اقتصاد را داشت.
در خرداد 29 کره شمالی با حمایت شوروی به کره جنوبی حمله کرد.
رزم آرا برخلاف پیش بینی سفارت با شوروی نزدیک تر شد.
مقامات سفارت مصدق را فردی دموکرات و محبوب و در عین حال ملی گرایی متعصب، عوامفریب و نمایشی می دانستند که با رد اعطای امتیاز نفت شمال به روس ها محبوب شده بود و خواستار ملی شدن صنعت نفت بود.
رزم آرا به دلیل مخالفتش با ملی شدن نفت در اسفند 1329 ترور شد.
اسناد شورای امنیت ملی آمریکا بر لزوم کمک آمریکا برای میانجی گری در حل مناقشه نفتی تاکید داشتند.
در اردیبهشت 1330 مجلس ایران، مصدق را به نخست وزیری انتخاب کرد و پیشنهاد او را برای ملی شدن نفت به اتفاق آرا تصویب کرد. شاه با اکراه هر دو پیشنهاد را امضا کرد.
گزارش سفارت از این انتخاب استقبال می کند و معتقد است مصدق با توجه به محبوبیتش، هم می تواند مناقشه را پایان دهد و هم مانع قدرت گیری چپگرایان رادیکال در جبهه ملی شود. در عین حال مقام ارشد سفارت ضعف های مصدق را هم برشمرده بود: "عوامفریبی نمایشی است که عقلانیتی ویژه و سابقه اجرایی ندارد."
مصدق برخی از رهبران حزب را از زندان آزاد کرد اما از اعلام قانونی شدن آن سر باز زد. برآورد سفارت از تعدا اعضای حزب در این زمان رقمی حدود 35 هزار است که البته قابلیت سازماندهی بالایی دارد.
در اواخر 1330 حزب برای انتخابات مجلس دور بداشت. آمریکایی ها پیش بینی می کردند 20 کرسی از 136 کرسی مجلس به دست حزب بیفتد اما لیست حزب تحت الشعاع لیست جبهه ملی به محاق رفت و یک کرسی هم به دست نیاورد.
برآورد اطلاعات ملی آمریکا این بود که تحریم های انگلیس پس از تابستان 1331 به افول اقتصادی و افزایش مخالفت ها با مصدق بیانجامد و این به نفع حزب توده است که مترصد قدرت است. تعداد گدایان به طور محسوس افزایش یافته بود. حزب توده هم مرتباً علیه مصدق تظاهرات برگزار می کرد.
انگلیس حامی صدارت احمدقوام بود که در غیاب مصدق به ریاست مجلس تکیه زده بود. کارشکنی های مجلس شروع شده بود و مصدق تقاضای اختیارات تام و سرپرستی وزارت جنگ را کرد که با مخالفت شاه روبرو شد. مصدق استعفا داد و قوام به قدرت رسید.
اعتراضات سی تیر 1331 که به کشته شدن 69 نفر انجامید، منجر به تسلیم شاه و بازگشت مصدق با اختیارات تام شد.
کاشانی به ریاست مجلس رسید و بنای مخالفت با مصدق را گذاشت. در گیری های روزمره حزب توده با جریانات ضد کمونیستی، منجر به بازگشت حکومت نظامی شد. شاه تهدید به خروج از کشور کرد. انتقادات علیه مصدق بیشتر شد.
فضل الله زاهدی با کاشانی و انگلیس همسو شده بودند. حزب توده نسبت به وقوع کودتا در شهریور همان سال هشدار داد. وابستگان زاهدی بازداشت شدند ولی خودش به دلیل مصونیت پارلمانی از بازداشت گریخت. به تلافی،رابطه دیپلماتیک با انگلستان قطع شد.
آمریکایی ها به کاشانی هم امید نداشتند، چون او مهره ای ضد غربی بود. شاه هم ضعیف بود.
برآورد شورای امنیت ملی آمریکا در پاییز 1330 این است که حزب توده در طول سال 1332 قادر به کنترل دولت نمی شود و کماکان حدود 35 هزار عضو دارد، اما مشکلات اقتصادی پس از سال 32 بیشتر می شود و حزب در موقعیت بهتری قرار می گیرد.
دولت ترومن در آبان 1331 پیشنهاد انگلستان برای کودتا را رد کرده بود اما دولت آیزنهاور جای او را گرفت و در بهمن 1331 برادران دالس موافق کودتا بودند و مقدمات ان شروع شد. سیا در اسفند 1331 یک میلیون دلار برای سرنگونی مصدق به تهران فرستاد و آیزنهاور در20 تیر موافقت نهایی اش با کودتا را اعلام کرد.
حزب توده خواهان تشکیل جبهه واحد علیه کودتا شد. مخالفت های داخلی با مصدق اتکایش به حزب توده را بیشتر کرد. به حزب توده اجازه داده شد در 18 اسفند مراسم سوگواری برای استالین برگزار کند.
طرفداران مصدق در سالگرد سی تیر تظاهراتی 25 هزار نفره راه انداختند. در همان روز حزب توده تظاهراتی 40 هزار نفره راه انداحت که بزرگترین راه پیمایی حزب از زمان غیرقانونی شدن بود. نگرانی آمریکایی ها بیشتر شد.
مصدق برای مقابله با مجلس تصمیم به برگزاری رفراندومی برای انحلال مجلس کرد که در واقع غیرقانونی بود و توسط مخالفان تحریم شد.
گزارش وابسته نظامی امریکا در این مقطع می گوید امکان کودتا برای حزب فراهم نیست چون ارتش به شاه وفادار است. پیش نویس سند برآورد اطلاعات ملی در 21 مرداد 1332 می گوید بی ثباتی دولت مصدق منبعی برای قدرت گیری حزب است. مصدق از خطر حزب توده آگاه است اما در حال حاضر آنها را به بازی می گیرد.
چند روز بعد از تهیه این پیش نویس سند، در 25 مرداد اولین اقدان برای کودتا صورت می گیرد که شکست می خورد.
روز بعد حمله به مساجد و احزاب ضدکمونیستی و پایین آوردن مجسمه های شاه شروع شد. مصدق برای جلوگیری از هرج و مرج، تظاهرات بیشتر را ممنوع کرد. در همین زمان افسران سیا و همدستان ایرانی شان با بهره گیری از این آشوب ها نیروهای نظامی را در شهر مستقر کردند و کودتا بر همین بستر شکل گرفت و موفق شد.
نویسنده در پایان نتیجه می گیرد که عامل اصلی تصممیم آمریکا به کودتا، نگرش های رادیکال به خطر کمونیسم و در بهترین حالت تلاشی پیشدستانه در برابر سلطه کمونیست ها بود.
[1] گازیوروسکی استاد آمریکایی گروه علوم سیاسی دانشگاه ایالتی لوئیزیانا است.