ایرج اسکندری(1364-1287)
ایرج اسکندری(1364-1287)
محمدامین مروتی
ایرج اسکندری برادرزادة سلیمان میرزا اسکندری موسس حزب سوسیالیست و نوه محمدطاهرمیرزا اسکندری مشروطه خواه معروف عهد ناصری و مترجم کتاب های الکساندر دوما بود. محمدطاهر خود نوه عباس میرزای نایب السلطنه بود و آنان از شاهزاده های قاجار به شمار می رفتند.
ایرج طبق وصیت پدر برای خواندن حقوق بورسیه پاریس را گرفت و در آنجا به کمونیسم گروید و با دکتر تقی ارانی دوست شد. پس از نوشتن بیانیه ای علیه دولت وقت، به دستور تیمورتاش بورسیه اش لغو شد و مجبور شد تحصیلاتش را ناتمام بگذارد و در 1310 به ایران برگردد. در ایران در راه اندازی مجله "دنیا" با ارانی همکاری کرد. اسم مجله پیشنهاد او بود که ترجمه فارسیِ کلمة "لوموند"(روزنامه معروف) فرانسوی بود.
به جرم عضویت در 53 نفر به 5 سال زندان محکوم شد. معروف بود این گروه توسط عبدالصمد کامبخش لو رفته است و این نطفه اختلاف اسکندری با کامبخش بود.
پس از زندان، در سال 1320موافقت شوروی ها را برای تاسیس یک حزب ضدفاشیستی جلب کرد و نام "حزب توده" هم پیشنهاد او بود. در 1323 به نمایندگی از ساری، به مجلس چهاردهم وارد شد.
در سال 1324 قوام برای جلب نظر روس ها سه تن از اعضای حزب توده و منجمله اسکندری را وارد کابینه خود کرد. پس از سقوط فرقه دمکرات به شوروی رفت و در حوادث مهم مانند ممنوعیت حزب و نهضت ملی دور از ایران به سر می برد.
در مواضع او و رادمنش جناح راست حزب محسوب می شدند در مقابل جناح چپ که کیانوری و کامبخش و غلام یحیی بودند.
اسکندری در نظریاتش استقلال نسبی داشت. از جمله در مسئله نفت شمال و اشغال آذربایجان مخالف سیاست های حزب و شوروی بود. در موضوع نهضت ملی هم مخالف برخورد حزب با مصدق بود. انقلاب سفید شاه را نیز مترقی می دانست. نگاه مثبتی به کابینه دکتر امینی داشت و می کوشید شرایط قانونی شدن حزب را فراهم نماید.
در سال 1349 کامبخش به دلیل نفوذ ساواک در حزب، از دبیرکلی برکنار و اسکندری به مدت 7 سال جانشین او شد. جاسوسان ساواک از طریق عباسعلی شهریاری و برادران یزدی در حزب رخنه کرده بودند و از اختلافات درون حزبی به ساواک گزارش می دادند. در یکی از این اسناد اسکندری از قتل پیشه وری به دست روس ها به دلیل نوشتن کتاب خاطراتش با نام سخن می گوید.
در آستانه انقلاب نیز تحلیل او این بود که آمریکا نمی گذارد شاه سرنگون شود و حزب به جای شعار سرنگونی باید در اتحاد با جبهه ملی و آیت الله شریعتمداری، خواستار بازگشت به مشروطیت گردد.
پس از انقلاب هم ضمن دفاع از مواضع ضدآمریکایی آیت الله خمینی مخالف برخورد با بازرگان بود و اهتمام به فضای باز سیاسی و حمایت از دولت موقت داشت و معتقد بود جناح حزب جمهوری اجازه فعالیت به آنان نخواهد داد. اسکندری از اشغال سفارت آمریکا نیز حمایت کرد.
در آستانه انقلاب و در دی 1357 جناح کیانوری با حمایت روس ها توانست او را از دبیرکلی کنار بزند. او نیز پس از انقلاب در تیر 1358 مصاحبه با تهران مصور از اختلافاتش با رهبری حزب پرده برداشت. حزب او را مجبور به پس گرفتن صحبتهایش در مصاحبه با روزنامه مردم کرد و ترتیب خروج او از کشور را داد که به نفع او تمام شد. چون از دستگیری و اعدام نجات یافت. اما نوارهای ضبط شده آن مصاحبه منتشر شد و موجب ایزوله شدن اسکندری در میان طرفداران حزبی شد.
از همفکران و نزدیکان او بابک امیرخسروی بود که پس از انشعاب از حزب توده، "حزب دموکراتیک مردم ایران" را تاسیس کرد و در سال 1363مصاحبه مفصلی هم با او کرد.
اسکندری در 78 سالگی به دلیل ابتلا به سرطان در گذشت.
منبع:
اندیشه پویا شماره 81 (شهریور و مهر 1401)