دو وجه و دو جزء سیاست
دو وجه و دو جزء سیاست
محمدامین مروتی
سیاست وجهی آرمانگرایانه دارد و وجهی واقع بینانه. اما سیاست ناب و خالص نداریم. سیاست امری التقاطی و ترکیبی است. سیاست واقعی همواره در جایی بین آرمان و واقعیت می ایستد. به آرمان نیاز دارد تا هدف را گم نکند و به واقعیت تا کوتاه ترین مسیر ممکن را پیدا کند. آرمان را باید گم نکرد و راه را باید پیدا کرد. آرمان متکی بر عشق ماست و واقعیت به عقل ما.
بنابراین به بهانه واقع گرایی نباید به سیاست منهای آرمان(سیاست بی پدر و مادر) تن داد. به بهانه آرمانگرایی هم نباید به خیالبافی سیاسی گرفتار شد. اینجا هم دیالکتیکِ میان آرمانخواهی و واقع بینی به کار می آید.
واقع بینی حکم می کند از بسیاری از آرمان ها عقب نشست و آرمانگرایی حکم می کند به هر راه حلی تن در نداد.
نهایتاً تکلیف امر سیاسی در تعادل بین نیروهای سیاسی تعیین می شود که مهمترین مولفه آن قدرت طرف های درگیر است. مولفه وهم دیگر میزان انعطاف و واقع بینی آن هاست. هستند نیروهای بی انعطافی که به مرگ خود و ضرر دیگران راضی می شوند.
از همه این مقدمات روشن می شود که چگونه گاهی آرمان ها، فدای تعادل قوای سیاسی می شود. چگونه مفاهیمی مانند حقوق بشر، بعضاً وجه المصالحه قرار می گیرند. چگونه شعار از عمل فاصله می گیرد. به همین دلیل گفته اند سیاست یعنی مانور دادن در میان ممکنات و سیاست گزیدن آن چیزی است که گزندش کمتر است.
تفکرات ایدئولوژیک بر حسبِ شدّتِ آرمانگرایی شان، حتی الامکان به این تعامل تن نمی دهند یا در دقیقه 90 به آن تن در می دهند که دیر شده است. آرمانگرایی شان رنگ توهم می گیرد و رابطه اش با واقع گرایی و واقع بینی گسسته می شود.