دیدن خود در دیگران
دیدن خود در دیگران
محمدامین مروتی
انسان ها آینه شناخت یکدیگرند. ما خود را در آینه وجود دیگران، بهتر می شناسیم. گاهی از کسی خوشمان می آید، چون ویژگی های مشابه ما را دارد و گاهی از کسی بدمان می آید، چون باز ویژگی های ما را به ما نشان می دهد و این مسئله مهمی در روانکاوی یونگی است که با "فرافکنی" نیز مرتبط است.
به غلط به ما می آموزند که "مثبت اندیش" باشیم و نواقص خود را نبینیم. ما هم قسمت تاریک وجودمان را پنهان و سپس انکار می کنیم و در شرایط وخیم تر به دیگران نسبت می دهیم. به خصوص اگر دیدید واکنش تان به یک شخص معین بیش از حد است، ممکن است چیزی از او در وجود شما باشد. انسان فقط قادر به دیدن چیزهایی در دیگران است که در خود تجربه کرده باشد. اگر بخشی از وجودمان را انکار کنیم، همان بخش در هیئتِ آدمهای پیرامون مان، به سراغ مان می آیند و سر راه مان سبز می شوند.
توصیه های ما به دیگران، همان توصیه هایی است که به خود می کنیم. به او می گوییم تا خودمان بشنویم. مخاطب اصلی ما، خودمانیم.
کارل گوستاو یونگ به جای انکار، آشتی با سایه و نقاب را آموزش می دهد. پنهانکاری و انکار و فرافکنی، انرژی های ما را به هدر می دهد و به انرژی مخرب تبدیل می کند. به همین دلیل ابراز احساسات مهم است و تنها خط قرمز برای بیان احساس، جایی است که موجب آزار دیگری شود. جیغ زدن(به خصوص برای خانم ها) راهکار خوبی برای تخلیه احساسات است. اگر نمی خواهید کسی صدای شما را بشنود، داخل یک بالش جیغ بزنید.
سلبریتی های سینمایی و ورزشی، تجسم آرزوها و امیدهای مایند. ما به آن ها پول می دهیم تا قهرمان ما شوند و ما قدری حقیقت زندگی مان را از یاد ببریم.
دیگران آینه مایند. چگونه از این آینه استفاده کنیم؟
دو راهکار:
1. از اطرافیان مان بخواهیم سه ویژگی خوب و بد ما را به ما بگویند.
2. سه نفر را که دوست داریم و سه نفر را که از آنان بیزاریم، تحلیل کنیم تا به خودمان برسیم.
منبع:
نیمه تاریک وجود، اثر دبی فورد، ترجمه نغمه رحمانی، نشر محراب دانش، 1392