مولفه های اصلی شعر

 

محمدامین مروتی

 

عناصر اصلی سازنده شعر، عاطفه و خیال و موسیقی اند. شاعرانی مانند شاملو، موسیقی را هم لازم نمی دانند. اما عاطفه و خیال، اجزای لاینفک شعرند.

 

عاطفه، در مضمون سازی نقش عمده ایفا می کند و خیال از طریق صور خود(خاصه استعاره و مجاز)، به گسترش امکانات بیانی و زبانی شاعر یاری می رساند. به کمک همین صور خیال است که شاعر قادر است چیزی بگوید که گفتن آن، در زبان معیار، دشوار و بعضاً غیرممکن است.

 

شعر ترکیب ذهن و زبان است. عاطفه مبینِ درونمایه شعر است و خیال مبین قالب آن. عاطفه بیانگر ذهنیت عاطفی شاعر و خیال بیانگر توانایی او در بیان این ذهنیت است.

در واقع این مخلصِ این کتاب است به عبارتی دیگر که نزدیک به عبارت شفیعی کدکنی هم هست.

ما گفته بودیم هنر و از جمله شعر عبارت اند از "جور دیگر دیدن" و "جور دیگر گفتن". جور دیگر دیدن، درونمایه عاطفی شعر رامی سازد و جوردیگر گفتن، قالب بیرونی آن را.

 

اما "اندیشه":

اندیشه هم جزء مقومات شعر هست و هم نیست:

هست، از آن جهت که هیچ کلمه ای بدون بار معنایی نیست. اما این بار معنایی نباید سفارشی و به خصوص نباید مناسبتی و سیاسی باشد.

و نیست، از آن جهت که اندیشه عنصر مقوم نثر و نوشته های خبری است و لااقل مهمترین عنصر شعر نیست. تمایز شعر و نثر نه در موضوع اندیشه، که در خیال و عاطفه است.