آغاز تفکر مشروطه در ایران

 

محمدامین مروتی

 

سید جواد طباطبایی معتقد است اندیشه مشروطه در ایران دویست سال قدمت دارد و برخلاف آنچه فریدون آدمیت و سایر محققان مشروطه گفته اند، به 120 سال اخیر محدود نمی شود.

طباطبایی می گوید اولین بارقه های این اندیشه در "مکتب تبریز"، یعنی در دارالسلطنه شاهزادگان قاجار یعنی تبریز، درخشیدن گرفته و آن از مطالعه سفرنامه فرنگ "میرزا صالح  شیرازی" توسط قائم مقام و دیگران شروع شده است. در این سفرنامه در مورد نحوه مشروط شدن قدرت مطلقه شاه توسط مجلس در انگلستان، سخن رفته است و مطالعه این آثار بر ولیعهد و مشاورانش تاثیرگذار بوده است. طباطبایی می گوید:

"می توان گفت مشروطیت، یک فهم ایرانی از نظام سیاسی انگلستان است."

 

قائم مقام وزیر محمدشاه شد ولی مدتی کوتاه بعد از آن به قتل رسید. ظاهراً به خاطر برگرداندن 20 هزارتومان به بیت المال که به عنوان هدیه شاه به باغبان داده بود. امیرکبیر نیز ظاهراً جرمش این بود که گفته بود اندیشه کنسطوطیسیون(مشروطهconstitution=) در سر داشته است.

ناصرالدین شاه که در سفر فرنگ تحت تاثیر پیشرفت های آنجا قرار گرفته بود، دستور تدوین قانون داد. اما عباس میرزا در خاطراتش می گوید شاه غافل از این بود که اولین چیزی که باید محدود شود، قدرت مطلقه اوست.(دویست سال قانون خواهی در ایران، سیاست نامه 22، خرداد1401‌)

به قول داود فیرحی، قانون را می خواست، اما آزادی را نمی پذیرفت.

 

مشروطه در شکل حداقلی و اولیه اش در هیئت مجالس مشورتی و تا حدی کارشناسی پدید آمد، در حالی که مجلس مشروطه، نقش قانونگذاری داشت نه صرفاً مشورتی. قدرت مطلقه نیز وقتی نمی تواند علناً با انتخاب مردم مقابله کند، می کوشد با بر ساختن نهادهای موازی و بی محتوا ساختن مجالس و زدن متمم های مورد نظرش، دولت در دولت ایجاد کند و دست بالا پیدا کند.

در فقه سنتی نیز، قواعد فقهی نقش تنظیمات و وحدت رویه داشتند نه قانونگذاری. اما در زمان مشروطه، فقهای بزرگی نظیر آخوند خراسانی و نایینی به شرعی بودن قانونگذاری در مجلس منتخب مردم رای داند.

 

مشروطه به معنی محدود کردن قدرت مطلقه است و این مهم با تقسیم قدرت و تفکیک قوا برای نظارت این قوا بر یکدیگر صورت می گیرد. به خصوص مستقل بودن قوه قضاییه، نقش مهمی در کنترل قدرت مطلقه دارد که در مشروطه با عنوان "عدالت خانه" خواسته مشروطه خواهان بود.

 

منبع:

سیاست نامه 22، خرداد1401