آفات نقد و ویژگی های نقد منصفانه

 

محمدامین مروتی

 

آفات نقد علمی:

 روشنفکری ما از بدو پیدایش گرفتار افراط و تفریط در نقد بوده است.

در كشور ما نقد دو آفت مهم دارد: مجامله گويي ، رياكاري و نان قرض دادن به هم و يكديگر را ملقب ساختن به استاد و ديگر تخريب و مچ گيري. عده اي هم هستند كه از فرط علاقه، عيب هنرمند و شاعر را نمي بينند. رياكار نيستند. عاشقند. بار گناهشان به سنگيني آن دو دسته ديگر نيست، ولي اينها هم ناقدان خوبي نيستند و به اصلاح ضعف ها ياري نمي توانند رساند.

 نقد صحيح و سالم، صميمانه و صادقانه و علمي است. راه سوم را مي رود. راه ميانه را. هدفش اصلاح و پيشرفت است نه انگ زدن و نه چاپلوسي. مداحي و تخريب، آفات اصلي نقد ادبي در كشور مايند.    

روشنفکر طبق تعریف کسی است که هم التزام و وفاداری به حقیقت دارد و هم جستجوگر حقیقت است. اما روشنفکر ایدئولوژی زده، تفکر مستقل ندارد و نمی تواند التزام به حقیقت داشته باشد و دچار انسداد فکر می شود. اما این انسداد، انسدادی ذاتی و ناگزیر نیست بلکه انسدادی ناشی از آفت ایدئولوژی زدگی و سیاست زدگی است.

ساختن از خراب کردن، و اثبات از نفی، دشوارتر است. از همین رو ست که جریان های ایدئولوژیک و افراطی، خراب کردن را به نقطه قوت خود تبدیل کرده اند.

هم نفرت و هم شیفتگی، -خاصه در امر سیاسی- انسان را کور می کنند.

شیفتگی به سوگیری فکری خود و نفرت از سوگیری فکری دیگران ما را در مقابل هم قرار می دهد و راه گفتگوی متمدنانه را می بندد. شیفتگی و نفرت، راه ستیزه گری و افراطی گری و تکفیر را باز می کنند.

 

اما مشخصات یک نقد منصفانه:

1. نقد منصفانه و علمی مسئله محور است نه شخص محور. گفتمان محور است. نقد گفتمان را جایگزین نقد شخصی و تخریب شخص می کند. در روانشناسی امروز هم این یک اصل پذیرفته شده است که رفتار شخص را نقد کنید نه شخص او را. لشک کولاکوفسکی، فیلسوف و منتقد لهستانی می گفت در بحث، مانند یک دوست شکاک بود نه حریفی خطرناک و نباید در گفتگو، عزت نفس کسی را لگدمال کرد.

 

2. نقد منصفانه ردیه محور نیست، گفتگومحور است. ما به غلط نقد را به معنی انتقاد و ردیه نویسی فهمیده ایم. در حالی که نقد منصفانه هم نقاط قوت را بیان می کند و هم نقاط ضعف را. نقد را به نقاط ضعف یا نقاط قوت تقلیل نمی دهد تا از طرف دیو یا فرشته بسازد. به قول حافظ:

عیب می جمله بگفتی، هنرش نیز بگو

نفی حکمت مکن از بهر دلِ عامی چند

 نقد منصفانه، گزینشی عمل نمی کند، بلکه کلیت موضوع را با بی طرفی مطرح می کند. آن را سانسور و تکه تکه نمی کند.

 

3. نقد منصفانه اصلاح محور است نه تخریب محور. مبتنی بر حسن نیت است نه سوء ظن. سازنده است نه مخرب. لذا ذهن و زبانش نیز باید ذهن و زبان اصلاح باشد و اعتماد شنونده را جلب کند. تخریب و تحقیر، طرف گفتگو را در اصرار بر موضع خود استوارتر می کند.

کولاکوفسکی در کتاب مشهورش "جریان‌های اصلی در مارکسیسم"، نقل قولی از لنین می‌آورد با این مضمون که مخالفان خود را نقد نکنید، لجن‌مالشان کنید. لنین در سال ۱۹۰۷ درباره‌ دشنام‌هایش علیه منشویک‌ها به کمیته‌ مرکزی حزب گفت: "زبان بخش‌های نقد شده می‌باید در خواننده نسبت به کسانی که به این‌گونه اقدامات دست می‌زنند، نفرت، دل‌زدگی و خشم برانگیزاند. این زبان برای متقاعد کردن نیست، می‌خواهد صف دشمن را از هم بپاشاند؛ نمی‌خواهد خطای مخالفان را اصلاح کند، می‌خواهد آنان را نابود کند و زمین را از لوث وجودشان پاک کند. سرشت این زبان چنان است که بدترین اندیشه‌ها و بدترین شک و تردیدها نسبت به مخالفان را در خواننده بر می‌انگیزاند."( لنین، مجموعه‌ آثار، جلد ۱۲، صص ۴۲۵- ۴۲۴)

 

4. نقد علمی و منصفانه، حقیقت محور و تحقیق محور است. هدفش تحرّی حقیقت و تقریر حقیقت است. تحقیق را جایگزین تقلید و نفرت و شیفتگی می کند. در تعريف نقد، گفته اند تميز سره از ناسره است ولي روشنفكر شرقي فقط ناسره را مي بيند و اساساً معترض است و وقتي رسالت روشنفكر را فقط در چارچوب اعتراض تعريف كردي، پيداست كه در اين ميان حقيقت در پاي "اعتراض به هر قيمت" ذبح مي شود.

جلال آل‌احمد شش ماه بعد از مرگ صمد در نامه‌ای به منصور اوجی شاعر شیرازی می‌نویسد: «... اما در باب صمد. درین تردیدی نیست که غرق شده. اما چون همه دلمان می‌خواست قصه بسازیم ساختیم... خب ساختیم دیگر.....».(خاطرات حمزه فراهتی)

 

5. نقد منصفانه، پلورال و تکثرمحور است. یعنی همه روایت های مختلف و متعارض از موضوع را در کنار هم می نهد. هر روایتی را در قوی ترین شکل آن مطرح می کند نه در ضعیف ترین شکل آن(مغالطه پهلوان پنبه).

در پایان نیز موضع خود را بیان می کند و اگر به موضع قاطعی نرسیده باشد، به طرح روایات مختلف اکتفا می کند.

نقل یک روایت خاص و نادیده گرفتن روایت های متعارض و متفاوت با آن، به معنی خروج از دایره انصاف و توسل به تحریف و سانسور است.

 

6. نقد منصفانه، کانتکست محور است. پس نگر نیست. موضوع را در مختصات زمانی و مکانی اش بررسی می کند. در عین آن که توجیه محور نیست، اما توضیح محور است و توضیح می دهد فلان خطای معین در فلان شرایط معین، چقدر اجتناب ناپذیر و چقدر اجتناب پذیر بود.

هیچ نقدی نمی تواند منسلخ و بی ربط به زمینه و زمانه باشد وگرنه دچار خطای نابهنگامی یا زمان پریشی( آناکرونیسم) می شود.

 

7. نقد منصفانه، قضاوت محور نیست. تجربه محور است. در پی محاکمه و محکوم کردن نیست. در پی آموختن از تجارب تاریخی است. هدف نقد منصفانه آموختن درس و اندوختن تجربه برای تداوم گام های درست و پرهیز از تکرار خطاهاست نه انتقام جویی کور و نه تخلیه نفرت و احساسات. در مسند قاضی القضات عالم و آدم نمی نشیند و حکم های غلاظ و شداد صادر نمی کند.

 

8. زبان نقد علمی، خنثی است. خالی از گوشه و کنایه و طعنه و مهمتر از همه خالی از بدزبانی و تحقیر و تمسخر و دشنام است. تمسخر و دشنام ترفندی برای پوشاندن و پنهان کردن کمی و کاستی های استدلالِ گوینده است. در فضای بهداشتی، سخن کسی مورد اقبال قرار می گیرد که با متانت و منطق سخن می گوید. به همین دلیل کسی که ضعف منطق دارد، فضا را متشنج می کند تا حرف حساب شنیده نشود.

 

این نکته آخر شاید مهمترین نکته باشد. زیرا اصلاح از زبان شروع می شود. کما اینکه خشونت نیز از زبان شروع می شود. زبان که اصلاح شود، فضای گفت و گوی علمی و بالغانه شکل می گیرد که به سود همه است.

در فضای متشنج و آلوده به بدزبانی، حرف ها شنیده نمی شود و سر همه کلاه می رود. همه ضرر می کنند. اما در فضای آرام و علمی، همه سود می کنند و بازی برد- برد، جای بازی دوسر باخت را می گیرد.