حرفی از آن هزاران...
آیه هفته:
خوبی آب است و بدی آتش:
.....إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئَاتِ ذَلِكَ ذِكْرَى لِلذَّاكِرِينَ : ..... خوبي ها بدي ها را از ميان مىبرد اين براى پندگيرندگان پندى است. (هود-114)
کلام هفته:
هنرمند دیدنیها را تکرار نمیکند، بلکه به نادیدهها، خاصیت دیده شدن میبخشد و این گفته درباره تمام هنرها صدق میکند. (پُل کله)
شعر هفته:
گلها
جواب خاك هستند
به سلام خورشيد ( بيژن جلالي)
داستانک:
پادشاهی خدمتکاری داشت که بسیار شاد بود، از او علت شاد بودنش را پرسید. خدمتکار گفت: قربان همسر و فرزندی دارم و غذایی برای خوردن و لباسی برای پوشیدن و بدین سبب من راضی و شادم...
پادشاه موضوع را به وزیر گفت . وزیر هم گفت: قربان چون او عضو گروه ۹۹ نیست بدان جهت شاد است. پادشاه پرسید گروه ۹۹ دیگر چیست؟! وزیر گفت قربان یک کیسه برنج را با ۹۹ سکه طلا جلو خانه وی قرار دهید. پادشاه چنین کرد...
خدمتکار وقتی به خانه برگشت با دیدن کیسه و سکه ها بسیار شاد شد و شروع به شمردن کرد. ۹۹ سکه ؟! و بارها شمرد و تعجب کرد که چرا ۱۰۰ تا نیست، همه جا را زیر و رو کرد ولی اثری از یک سکه نبود.
او ناراحت شد و تصمیم گرفت از فردا بیشتر کار کند تا یک سکه طلای دیگر پس انداز کند ، او از صبح تا شب سخت کار میکرد، و دیگر خوشحال نبود. وزیر هم که با پادشاه او را زیر نظر داشت گفت: قربان او اکنون عضو گروه ۹۹ است و اعضای این گرو کسانی اند که زیاد دارند اما شاد و راضی نیستند.
طنز هفته:
تقسيم بندى موجودات زنده تغيير کرد:
جانوران،
گياهان
و مجازیان
اين دسته آخر موجودات عجيبى هستن.. نه به غذا نه به آب و نه به اکسيژن نياز دارند… آنها فقط به اينترنت و دنياي مجازى نياز دارند...
فیلم هفته: سبکی تحملناپذیر هستی ( ۱۹۸۸)
محمدامین مروتی
نویسنده: میلان کوندرا (رمان)
کارگردان: فیلیپ کافمن
بازیگران: دانیل دی-لوئیس/ ژولیت بینوش/ لنا اولین/ لاسلو سابو
این فیلم بر اساس رمانی از میلان کوندرا با همین نام (که در ایران با نام "بار هستی" ترجمه و چاپ شده) ساخته شده است.
داستان مضمونی تاریخی/فلسفی دارد. بستر تاریخی داستان حمله روس ها به چکسلواکی برای برانداختن حکومت الکساندر دوبچک است که می خواست چهره ای انسانی از سوسیالیسم به دست دهد. واقعه ای که به "بهار پراگ" معروف شد و به سرنگونی دوبچک انجامید.
دغدغه های فلسفی راجع به فلسفه زندگی با دغدغه های سیاسی و آزادی خواهانه در می آمیزد و رمانی متمایز خلق می کند.
«توماس» (دی لوئیس)، جراح برجستهای که به تمایز سکس و عشق معتقد است، عاشق ترزا نقاش و عکاسی جوان می شود.
وقتی تانکهای روسی وارد پراگ میشوند، «ترزا» عکسهائی مستند میگیرد و حتی دستگیر میشود. «سابینا» (و به دنبالش «ترزا» و «توماس») به ژنو فرار میکنند.
پس از فروکش کردن بهار پراگ، تاریخ مصرف عکس های «ترزا» تمام میشود و به او پیشنهاد عکاسی از سوژه های لخت می شود.
توماس و ترزا به پراگ برمی گردند. توماس حاضر به توبه نمی شود و کارش را از دست می دهد. او حالا یک شیشه پاککن است و....
آدم ها و شخصیت های نوشته های کوندرا مثل نوشته های اگزیستانسیالیست ها پای بند و اسیر عرف جامعه نیستند. همین اختیار از طرفی احساس آزادی و پرواز به آن ها می دهد که از آن به "سبکی" تعبیر می شود و نـوعی اضطراب حاصـل از انتخاب و حـس سنگین مسـئولیت در مقـابل این انـتخاب کـه آن را "تحمل ناپذیر" می کند. شاید با این توضیح بتوان عنوان عجیب و پارادکسیکال مهم ترین نوشته کوندرا را فهمید: «سبکی تحمل ناپذیر هستی».
نوشته های کوندرا در ایران، با استقبال خوبی مواجه شده است. رمان سبکی تحملناپذیر هستی با عنوان «بار هستی» توسط پرویز همایون پور ترجمه و در سال ۱۳۶۵ توسط نشر گفتار منتشر شدهاست. این کتاب بار دیگر در سال 1393 با عنوان «سبکی تحملناپذیر هستی» و ترجمه حسین کاظمی یزدی توسط نیکو نشر منتشر شده است.