میانه روی در عمل

 

محمدامین مروتی

 

اصل اعتدال یا حد وسط به عنوان یک اصل اخلاقی از دیرباز مورد نظر فلاسفه بوده است. ارسطو این اصل را مبنای فلسفه اخلاق خود قرار داده بود.

 

خداوند می فرماید:

وَکَذَلِکَ جَعَلْنَاکُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِّتَکُونُواْ شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ وَیَکُونَ الرَّسُولُ عَلَیْکُمْ شَهِیداً ... ‏: آرى چنين است كه شما را امتی میانه گردانيديم تا بر مردمان گواه باشيد و پيامبر بر شما گواه باشد.... (بقره/143)

به نظرم مدلول آیه در تاملی دقیق، بسیاری از مشکلات جوامع اسلامی را حل می کند. جوامعی که به خاطر افراط و تندروی، خود را در مظانّ اتهاماتی قرار داده اند که قرآن از آن ها بری است. چرا که تندروترین جریانات سیاسی هم، کمترین ظنّ تندروی به خود نمی برند.

علاوه بر این، یک نکتة مهم دیگر این آیه این است که بکوشید در عمل، اسوه و الگو باشید، چنان که خود پیامبر الگوی اخلاقی برای مومنان بود. اسوه عملی به مراتب اسوه زبانی، کارآمدتر است. عالم غیرعامل و واعظ غیر مُتَّعِظ، عِرض خود می برد و زحمت مردمان می دارد.

این مضمون در آیات دیگر نیز مورد تاکید قرار گرفته است:

«لِمَ تَقُولُونَ ما لا تَفْعَلُونَ: چرا سخنى مى‌گویید که عمل نمى‌کنید؟!» (صف/2)

«أَ تَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَکُمْ: آیا مردم را به خیر و نیکى فرمان مى‌دهید و خود را فراموش مى‌کنید؟» (بقره/44)

 

عین همین مضمون در روایات دینی از امام جعفر صادق(ع) نیز نقل شده که:

 «کُونُوا دُعَاةَ النَّاسِ‌ بِأَعْمَالِکُمْ‌ وَ لَا تَکُونُوا دُعَاةً بِأَلْسِنَتِکُمْ: مردمان را با اعمال خود (به خوبی‌ها) دعوت کنید نه با زبان‌هاى خود.» (بحار الأنوار- بیروت ؛ ج‌5؛ ص198)

این بدان معناست که دعوت به اصلاح، بیش از هرچیز عملی است نه زبانی. خودت و جامعه ات باید الگو باشید تا اقبال عام بیابید نه این که به زور تبلیغات و سلاح خود را به دیگران تحمیل کنید.