معنای"وَمَن يَبْتَغِ غَيْرَ الإِسْلاَمِ...."
معنای"وَمَن يَبْتَغِ غَيْرَ الإِسْلاَمِ...."
محمدامین مروتی
آيه 85 سوره آل عمران، دستاویز انحصار طلبان دینی شده است،که گویا جز اسلامِ مصطلح، دینی نزد خدا پذیرفته نیست:
سوره آل عمران آيه 85 : وَمَن يَبْتَغِ غَيْرَ الإِسْلاَمِ دِيناً فَلَن يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ : و هر كس كه دينى جز اسلام اختيار كند از او پذيرفته نخواهد شد و در آخرت از زيانديدگان خواهد بود.
در حالی که این آیه در متن و کانتکستی ضد انحصار مطرح شده و آیات قبل از آن نشان می دهد که دقیقا منظور اسلامِ مفهومی و مفهوم اسلام (یعنی تسلیم شدن به حق) مد نظر خداوند بوده است نه اسلام اصطلاحی و مصطلح.
بگذارید آیات ماقبل این آیه را مرور کنیم تا ببینیم منظور قرآن از "اسلام"، چیست؟
دکتر خرمدل ذیل این آیه می گوید:
"احبار يهودي به پيروان خود ميگفتند : نبوّت منحصر به قوم يهود است و لذا امور دين را از ديگران نشنويد ، پيغمبري محمّد را نپذيريد ، و قبول نداشته باشيد در روز قيامت كسي بتواند عليه شما اقامه حجّت كند . "
احبار انحصار طلب یهودی فضل خدا (یعنی نبوت) را فقط شامل خود می دانستند. اما خداوند می فرماید فضل به دست خداست نه آنان:
سوره آل عمران آيه 73 : وَلاَ تُؤْمِنُواْ إِلاَّ لِمَن تَبِعَ دِينَكُمْ قُلْ إِنَّ الْهُدَى هُدَى اللّهِ أَن يُؤْتَى أَحَدٌ مِّثْلَ مَا أُوتِيتُمْ أَوْ يُحَآجُّوكُمْ عِندَ رَبِّكُمْ قُلْ إِنَّ الْفَضْلَ بِيَدِ اللّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاءُ وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ : و جز به کسی که از دین شما پیروی میکند، ایمان نیاورید -بگو هدایت، هدایت الهی است[و باور مکنید] که به کسی نظیر آنچه به شما داده شده است داده شود یا [باور مکنید که بتوانند] در پیشگاه خداوند با شما احتجاج کنند بگو چنین فضلی در دست خداوند است، به هرکس که بخواهد میبخشد، و خداوند گشایشگر داناست.
سوره آل عمران آيه 74 : يَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَن يَشَاءُ وَاللّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ : هرکس را که بخواهد مشمول رحمت خویش میگرداند و خدا دارنده بخشش و بخشایش عظیم است.
خداوند بین اهل کتاب قائل به تفکیک است و همه را به یکسان قضاوت نمی کند. از آنان کسانی بودند که تعالیم اخلاقی دین خود را در مورد پیروان دیگر ادیان رعایت می کردند و کسانی به بهانه لاکتاب و غیرخودی بودن دیگران، حق ستم کردن بر آنان را به خود می دادند و می گفتند اشکال ندارد مال پیروان ادیان دیگر خورد:
سوره آل عمران آيه 75 : وَمِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مَنْ إِن تَأْمَنْهُ بِقِنطَارٍ يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ وَمِنْهُم مَّنْ إِن تَأْمَنْهُ بِدِينَارٍ لاَّ يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ إِلاَّ مَا دُمْتَ عَلَيْهِ قَآئِماً ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُواْ لَيْسَ عَلَيْنَا فِي الأُمِّيِّينَ سَبِيلٌ وَيَقُولُونَ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ وَهُمْ يَعْلَمُونَ : و از اهل کتاب کسی هست که اگر مالی هنگفت به او امانت دهی، به تو بازخواهد داد، و هم از ایشان کسی هست که اگر دیناری به او امانت دهی به تو باز نخواهد داد، مگر آنکه پیوسته بر سرش ایستاده باشی [و باز پس بخواهی]، این از آن است که میگویند قوم بیکتاب [عرب] بر ما حقی و حکمی ندارند و آگاهانه به خداوند دروغ میبندند.
خداوند این استدلال را رد می کند و وفای به عهد و تقوی(یعنی اخلاق) را امری فرادینی و مشترک می داند:
سوره آل عمران آيه 76 : بَلَى مَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ وَاتَّقَى فَإِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ : چنین نیست، بلکه هر کس که به پیمانش وفا کند و پارساییورزد [بداند که] خداوند پرهیزگاران را دوست دارد.
و بعد می فرماید در مراوده با غیر مومنین هم در هر حال به عهد خود وفا کنید:
سوره آل عمران آيه 77 : إِنَّ الَّذِينَ يَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللّهِ وَأَيْمَانِهِمْ ثَمَناً قَلِيلاً أُوْلَئِكَ لاَ خَلاَقَ لَهُمْ فِي الآخِرَةِ وَلاَ يُكَلِّمُهُمُ اللّهُ وَلاَ يَنظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَلاَ يُزَكِّيهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ : بىترديد، كسانى كه پيمان خدا و سوگندهاى خود را به بهاى ناچيز مىفروشند آنان را در آخرت بهرهاى نيست و خدا در روز قيامت با آنها سخن نگويد و به سويشان ننگرد و پاكشان نگرداند و آنها را عذابى دردناك است.
کسان با یادگرفتن چند جمله عربی و حفظ چند آیه، وانمود می کنند از زبان خدا سخن می گویند. انحصارطلبان یهودی هم نسبت هایی به خدا می دهند که در کتاب خدا نیست و در عین حال وانمود می کنند از کتاب خدا سخن می گویند:
سوره آل عمران آيه 78 : وَإِنَّ مِنْهُمْ لَفَرِيقاً يَلْوُونَ أَلْسِنَتَهُم بِالْكِتَابِ لِتَحْسَبُوهُ مِنَ الْكِتَابِ وَمَا هُوَ مِنَ الْكِتَابِ وَيَقُولُونَ هُوَ مِنْ عِندِ اللّهِ وَمَا هُوَ مِنْ عِندِ اللّهِ وَيَقُولُونَ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ وَهُمْ يَعْلَمُونَ : و از ميان ايشان گروهى هستند كه به شيوه كتاب خدا سخن مى گويند، تا پنداريد كه آنچه مىگويند از كتاب خداست، در حالى كه از كتاب خدا نيست. و مىگويند كه از جانب خدا آمده و حال آنكه از جانب خدا نيامده است. و خود مىدانند كه بر خدا دروغ مىبندند.
احبار و رهبان چنان عمل می کردند که پیروانشان به جای بندگی خدا و عالم شدن، کورکورانه تابع و بنده ایشان شوند:
سوره آل عمران آيه 79 : مَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُؤْتِيَهُ اللّهُ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ ثُمَّ يَقُولَ لِلنَّاسِ كُونُواْ عِبَاداً لِّي مِن دُونِ اللّهِ وَلَكِن كُونُواْ رَبَّانِيِّينَ بِمَا كُنتُمْ تُعَلِّمُونَ الْكِتَابَ وَبِمَا كُنتُمْ تَدْرُسُونَ: هیچ بشری را نرسد که خداوند به او کتاب و حکمت و نبوت داده باشد، سپس به مردمان بگوید به جای آنکه بندگان خداوند باشید، بندگان من باشید، بلکه [باید بگوید] شما که کتاب آسمانی را آموزش داده و آموزش یافتهاید، عالمان ربانی باشید.
موسی و عیسی پیروانشان را به مسلم بودن به معنای حقیقی، نه اصطلاحی می خواندند. این نشان می دهد که اسلام و مسلمان در قرآن یک مفهوم است نه یک اصطلاح:
سوره آل عمران آيه 80 : وَلاَ يَأْمُرَكُمْ أَن تَتَّخِذُواْ الْمَلاَئِكَةَ وَالنِّبِيِّيْنَ أَرْبَاباً أَيَأْمُرُكُم بِالْكُفْرِ بَعْدَ إِذْ أَنتُم مُّسْلِمُونَ: و [نيز] شما را فرمان نخواهد داد كه فرشتگان و پيامبران را به خدايى بگيريد. آيا پس از آنكه سر به فرمان [خدا] نهادهايد [باز] شما را به كفر وامىدارد؟
چرا که پیامبران وظیفه دارند و با خدا عهد کرده اند که موید یکدیگر باشند و پیروانشان نیز باید چنین کنند:
سوره آل عمران آيه 81 : وَإِذْ أَخَذَ اللّهُ مِيثَاقَ النَّبِيِّيْنَ لَمَا آتَيْتُكُم مِّن كِتَابٍ وَحِكْمَةٍ ثُمَّ جَاءكُمْ رَسُولٌ مُّصَدِّقٌ لِّمَا مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنصُرُنَّهُ قَالَ أَأَقْرَرْتُمْ وَأَخَذْتُمْ عَلَى ذَلِكُمْ إِصْرِي قَالُواْ أَقْرَرْنَا قَالَ فَاشْهَدُواْ وَأَنَاْ مَعَكُم مِّنَ الشَّاهِدِينَ : و [ياد كن] هنگامى را كه خداوند از پيامبران پيمان گرفت كه هر گاه به شما كتاب و حكمتى دادم، سپس شما را فرستادهاى آمد كه آنچه را با شماست تصديق كرد، البته به او ايمان بياوريد و حتماً ياريش كنيد. آنگاه فرمود: «آيا اقرار كرديد و در اين باره پيمانم را پذيرفتيد؟» گفتند: «آرى، اقرار كرديم.» فرمود: «پس گواه باشيد و من با شما از گواهانم.»
سوره آل عمران آيه 82 : فَمَن تَوَلَّى بَعْدَ ذَلِكَ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ : و هر كه از آن پس سرپيچى كند از فاسقان است.
سپس به صراحت می فرماید دین خدا یکی است و آن دین تسلیم و جهت گیری به سوی اوست. حتی آسمان ها و زمین نیز تابع اویند:
سوره آل عمران آيه 83 : أَفَغَيْرَ دِينِ اللّهِ يَبْغُونَ وَلَهُ أَسْلَمَ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ طَوْعاً وَكَرْهاً وَإِلَيْهِ يُرْجَعُونَ: آيا دينى جز دين خدا مىجويند، حال آنكه آنچه در آسمانها و زمين است خواه و ناخواه تسليم فرمان او هستند و به نزد او بازگردانده مى شويد.
چرا که تعالیم دینی همه پیامبران یکی است هرچند شرایع متفاوتی دارند:
سوره آل عمران آيه 84: قُلْ آمَنَّا بِاللّهِ وَمَا أُنزِلَ عَلَيْنَا وَمَا أُنزِلَ عَلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالأَسْبَاطِ وَمَا أُوتِيَ مُوسَى وَعِيسَى وَالنَّبِيُّونَ مِن رَّبِّهِمْ لاَ نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِّنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ : بگو: به خدا و آنچه بر ما و بر ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و فرزندان او و نيز آنچه بر موسى و عيسى و پيامبران ديگر از جانب پروردگارشان نازل شده است، ايمان آورديم. ميان هيچ يك از ايشان فرقى نمىنهيم و همه تسليم اراده او هستيم.
در این جاست که آیه 85 در تقابل با انجصارگرایی اهل کتاب و فرق گذاشتن بین پیامبران، برای تاکید و تاییدِ اسلامِ مفهومی می آید نه اسلام اصطلاحی:
سوره آل عمران آيه 85 : وَمَن يَبْتَغِ غَيْرَ الإِسْلاَمِ دِيناً فَلَن يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ : و هر كس كه دينى جز اسلام اختيار كند از او پذيرفته نخواهد شد و در آخرت از زيانديدگان خواهد بود.
نتیجه آن که آیه در متن و زمینه ای ضد انحصارطلبانه مطرح شده است و انحصارگرایانِ مسلمان نیز به راه انحصارگرایان یهودی و مسیحی رفته اند و تفسیرشان از آیه، کاملا وارونه و مخالفِ غرضِ شارع است.
از این گذشته، امیر معزی در کتاب "قرآن مورخان" می گوید:
"به احتمال زیاد عبدالملک مروان است که به این دین اسم اسلام را میدهد. تا به آن موقع ما متونی داریم که به ما میگویند کسانی که دنباله رو محمد بودند، «مومنون» نام داشتند، مومنین یا مهاجرین. اسم اسلام و مسلمین از زمان عبدالملک رایج شده است.
پس از فتوحات اسلامی و به خصوص در زمان امویه، جنگ و جهاد و توسعه طلبی اولویت یافت. وقتی که شما یک دولت محکم دارید دوست ندارید دنیا تمام شود و از این رو جنبههای آخرالزمان به حاشیه برده میشود، به طوری که عبدالملک مروان کوشید با پاک کردن حافظه جمعی مومنان؛ نام "اسلام" را برای آیین جدید رواج دهد. عبدالملک خلیفه پنجم اموی است، بین سالهای ۶۵ تا ۸۵ هجری خلافت کرده است. پیش از آن قرآن متنی است که مشحون از تعالیم مسیحی و یهودی است و دعوی تمایز نمی کند و پیروانش را مومنان خطاب می کند نه مسلمانان. یعنی قرآن مقدم بر اسلام تاریخی است. "
البته کلمه اسلام نام همه ی آیین های ابراهیمی است و در قرآن آمده است و در نتیجه موخر بر قرآن نیست بلکه در قرآن، مسلمین و مسلمات نیز در کنار مومنین و مومنات، مخاطب قرار گرفته اند. اما امثال عبدالملک این نام را به معنی آیینی خاص در تمایز با سایر ادیان ابراهیمی تثبیت کرده اند. به همین علت مخاطبه قرآن عموما یا عبارت یا ایها الذین آمنوا است نه یا ایها المسلمون.