نیما و شعر نو
نیما و شعر نو
آن چه نیما با آن مخالف بود ، نه مطلقِ وزن، که وزن عروضی بود . در اوزان عروضی ، قالب وزن که خود را در طول ثابتِ مصاریع متجلی می ساخت به شاعر تحمیل می شد و نیما با برداشتن این قید ، اجازه داد تا شاعر طول مصاریع را مطابق ضرورت های بیانی و ذهنی خود کوتاه و بلند کند. یعنی بتواند بی آن که نگران طول مصاریع باشد ـ با حفظ وزن ـ حرفش را تمام کند و حس کرده اش را بگوید. اخوان می گوید : " بحر رمل سالم نیمایی ، زنجیره ی " " فاعلا تن هاست " ولی نیما ضمن حفظ این وزن ، نه تنها آن را شکسته بلکه این زنجیره را به اقتضای بیان، کوتاه و بلندکرده است . بیان ضیاء موحد دراین باره گویاست : " نیما چیزی از لغت نکاسته بود ، چیزی هم بر آن افزوده بود . " (مقاله نقش اخوان در تثبیت شعر نیمایی ") حافظ این چه کید و دروغ است/ کز زبان می و جام و ساقی ست/ نالی ار تا ابد باورم نیست/ که بر آن عشق بازی که باقی است/ من بر آن عاشقم که رونده است .
زبان نیما
شعر نیما حتی به اعتراف مهم ترین مدافعش اخوان، زبانی بدوی و نتراشیده و خشن دارد . " شعر نیما از حیث لفظ اغلب هیچ پچ و پهلوی ملایمی ندارد . مضرّس و خشن و گاهی نسبت به بعضی گذشته های زبان ما ، بدوی است . ( بدعت ها وبدایع نیما یوشیج )