مرور تاریخ قرن چهاردهم شمسی ایران1

 

همایون کاتوزیان از الگوی تاریخی هرج و مرج/ استبداد در تاریخ سخن می گوید و یکی از نمونه های این الگو را می توان در هرج و مرج برآمده پس از مشروطیت برای ملتی دانست که هنوز مشق دموکراسی نکرده بود. کوچک خان و حزب کمونیست در شمال، کلنل پسیان در خراسان، لاهوتی در تبریز و شیخ خزعل در خوزستان، هر یک پرچم خود را برافراشته بودند. در این شرایط امیدها به سوی ظهور یک دیکتاتور مصلح می رود و در انتهای سده 13 شمسی نیز چنین شرایطی در ایران شکل گرفته بود.

اوضاع جهانی نیز متاثر از دو جریان هیتلری و کمونیستی بود. در ایران گرایش هایی نسبت به هر دو جریان وجود داشت.

 

برلنی ها گروهی از روشنفکران متجدد بودند که ضمن حمایت از مشروطیت، برامدن دیکتاتوری مصلح را ضروری می شمردند. آن ها نشریات کاوه، ایرانشهر، نامه فرنگستان را در برلن منتشر می کردند. علی اکبر سیاسی، حسن تقی زاده، فروغی (پدر و پسر)، محمود افشار، ملک الشعرا بهار، سعید نفیسی، علی دشتی، تیمورتاش، داور، جمالزاده، مشفق کاظمی، دهخدا، عباس اقبال، احمد کسروی و .... همه در تهییج و ترویج اندیشه تجدد آمرانه نقش ایفا می کردند. ملک الشعرا بهار نوشت همه از این اوضاع خسته شده و خواهان تحولی از بالا بودند.

 

فرخی یزدی "طوفان" و عشقی "قرن بیستم" را در می آوردند. میرزاده عشقی خواهان 5 روز عید خون از اول تا پنجم تیر برای کشتن خائنان به مملکت شد.

 

"علینقی وزیری" در هماهنگی با برلنی ها، خواهان تحول موسیقی بی رمق و پایِ منقلی و بزمیِ سنتی به سمت موسیقی غربی شد و مدرسه عالی موسیقی را تاسیس کرد. عارف قزوینی علیه او موضع گرفت و بر ملی و بومی بودن موسیقی تاکید کرد.

 

دشتی با انتشار "شفق سرخ" در 1300حامی رضا خان شد هر چند بعدها مورد غضب او قرار گرفت و زندانی شد. شفق سرخ در تیر 1302 یک نظرخواهی راجع به نجات کشور از اهل اندیشه کرد که نویسندگان در مجموع از ایده دیکتاتور مصلح حمایت می کردند.

 

جمال زاده در کاوه "فارسی شکر است" را به چاپ رساند. انجمن ایران جوان در 1299 تاسیس و خواهان سکولاریسم، رفع کاپیتولاسیون، احداث جاده در سراسر کشور، ممنوعیت تریاک، تحصیل رایگان اجباری در مقطع ابتدایی و تغییر الفبای فارسی به سبک آتاتورک شد.

 

"حزب تجدد" در پایان قرن گذشته تشکیل شد و در سال 1306 جایش را به حزب"ایران نو" داد. "فرقه عدالت" نیز در دل نهضت جنگل نام خود را به "حزب کمونیست" ایران تغییر داد.

حزب تجدد در 1302 اکثر کرسی های مجلس را در اختیار گرفت. اما تغییر از سلطنت به جمهوری با مخالفت بهار،مدرس و نیروهای مذهبی مواجه شد.  رضا خان در 1300 وزیر جنگ و در 1302 نخست وزیر و در 1304 شاه شد.

 

در 1303 طرح جمهوریت در مجلس رد شد. رضا خان استعفا داد و استعفایش پذیرفته نشد. در همین سال اولین ترور سیاسی رضا خان در مورد میرزاده عشقی اتفاق افتاد. در همین سال قمرالملوک وزیری نخستین کنیرت زنانه را در گراندعتل برگزار کرد. قیام شیخ خزعل در همین سال توسط رضا خان سرکوب شد.

 

در 1304 رضا خان شاه شد. تقویم شمسی جایگزین تقویم قمری شد. اولین بانک ایرانی به نام سپه تاسیس گرئید. مجلس لایحه حذف القاب را تصویب کرد. مجله آینده با مدیریت محمود افشار با رویکردی پان ایرانیستی منتشر شد. افشار در اولین شماره از متحدالشکل شدن لباس همه مردم و عمومیت زبان فارسی دفاع کرد.

 

در 1305 رضا شاه تاجگذاری کرد. فروغی به عنوان نخستین نخست وزیر حکومت جدید در این مراسم خطابه ای زیرکانه و شفقت آمیز در حمایت از پادشاهی مشروطه ایراد کرد. اصلاحات قضایی علی اکبر داور برای تاسیس ادارات ثبت احوال و املاک و عرفی سازی دستگاه قضایی کلید خورد.

 

در 1306 کلنگ راه آهن سراسری زده شد.

 

در 1307 کاپیتولاسیون ملغی شد. مدرس تبعید شد. استفاده از کلاه پهلوی جز برای روحانیت اجباری شد. اولین بار پطر کبیر پوشیدن لباس های محلی را منعم و مالیات بر ریش وضع کرد. اتاتورک و رضا شاه و امان الله شاه افغانستان نیز در این راه گام نهادند. در تایلند نخست وزیر پیبون پوشیدن کت و شلوار غربی و غذا خوردن با قاشق و چنگال را اجباری کرد و حتی شوهران می بایست قبل از ترک خانه، زنان شان را می بوسیدند.

 

در 1308 واکسیناسیون و مایه کوبی اجباری شد. بهار به دلیل انتقاد از رضا شاه چند ماه بازداشت شد. در همین سال اولین فیلم صامت ایرانی به نام "آبی و رابی" به کارگردانی "آونس اوهانیان" اکران شد.

 

در 1314 قمه زنی و تعزیه خوانی ممنوع و قانون کشف حجاب تصویب شد.

 

منبع:

 اندیشه پویا  67 (تیر99)