نسبتِ جهان وطنی و وطن دوستی
نسبتِ جهان وطنی و وطن دوستی
محمدامین مروتی
معنای نهایی جهان وطنی این است که ما بیش از این که شهروندان کشورمان باشیم، شهروندان کره خاکی هستیم. این معنای تئوریک جهان وطنی است. اما در مقام عمل، ما اولویت را به کشور خود، شهر خود و خانواده خود می دهیم. به دو دلیل:
اول این که ما رابطة نزدیک، چهره به چهره و عاطفی با نزدیک ترین کسان به خود داریم و هر چه از هستة خانواده مان فاصله بگیریم این رابطه انتزاعی تر و نامحسوس تر می شود.
دوم این که در عمل نیز ما توان مان برای فایده رساندن به کشور خود بیش از فایده رساندن به کشورهای دیگر است.
به عبارتی در عمل ما وظیفه بیشتری به کشورمان نسبت به جهان مان داریم.
اما به جهت نظری و تئوریک هیچ اشکالی ندارد که ما قائل به برابری انسان ها و اومانیزم به عنوان یک نگرش فلسفی باشیم.
نکته مهم این است که معنای این کلام این نیست که کاری برای همنوعانمان در اقصی نقاط جهان نکنیم. بحث بر سر اولویت ها آن هم در مجموع است نه خودداری از همراهی با سایر همنوعانمان. این اولویت ها نیز عمدتا جنبه مادی دارد و در ارتباطات فرهنگی با جهانیان، مسئلة تقدم و تاخر، بیشتر و بیشتر رنگ می بازد.