معرفی کتاب فلسفه عشق

محمدامین مروتی

اروینگ سینگر کتاب کم حجمی دارد به نام "فلسفه عشق" که نشرنو با ترجمه میثم محمد امینی در سال1397 روانه بازار کرده. این کتاب در حقیقت چکیده و نتیجه سه گانه مفصل او در باب تاریخ فلسفة عشق است. در این کتاب سینگر افکار فلاسفه از افلاطون تا جان دیویی را دنبال کرده و نتیجه گرفته که عشق، چشم اندازهای وسیعی را در مقابل چشمان ما باز می کند و در نوع رمانتیک یا آرمانخواهانه یا دوستانه خلاصه نمی شود. سینگر من جمله نقدهایی به نظر شوپنهاور، سارتر و فروید دارد و خود را نزدیک تر به افکار هیوم، نیچه و دیویی می داند.

شوپنهاور معتقد بود عشق تمهید وترفندی است که طبیعت و اراده برای ادامه نسل اندیشیده و چون زندگی خوب در خلاف آمدِ اراده میسر است پس ازدواج معمولی و عاقلانه و بدون اشتیاق جنسی مرجح است. شوپنهاور"نه" گفتن به اراده را تجویز می کرد و در مقابلش نیچه، "آری" گفتن به طبیعت را.

 فروید نیز نظر مشابهی داشت و می گفت عاشق ارزیابیِ پر توهمی از معشوق دارد. عاشق، خود را می فریبد تا خود را قانع سازد معشوقش عیبی ندارد و بعدا که از او نومید می شود ممکن است از او متنفر هم بشود. فروید نه تنها ازدواج بلکه همه رفتارهای انسانی را به سکس مربوط می کرد.

سارتر هم ازدواج را نوعی محدودیت و اسارت و از کف رفتن استقلال تلقی می کرد.

ولی اروینگ سینگر مولف کتاب "فلسفة عشق" معتقد است عشق، طیف گسترده ای از علائق است و در عشق رمانتیک منحصر نمی شود.

تئوری ویژه ای که سینگر مایل است برآن تاکید کند این است که برغم نظر شوپنهاور و فروید و سارتر، عشق قابل تقلیل به فیزیولوژی نیست بلکه رویداد عشقی، افقی از خلاقیت و شور  و اشتیاق بر روی انسان می گشاید.

 ولی عشق به لذت یا اشتیاقِ تنها هم قابل فروکاستن نیست. چشم اندازهای عاشقانه بسیار وسیع اند. عشق پدیده ای پلورالیستیک است. شوپنهاور نمی توانست تصوری داشته باشد از دنیایی که به برکت پیشرفت های علمی، هم می توان تولید نسل نکرد و اشتیاق جنسی داشت و هم تولید نسل کرد و اشتیاق نداشت. سینگر با هیوم و مونتنی موافق است که عشق جنسی ممکن است به محبت و عشق بی شائبه تبدیل گردد. به نظر هیوم عشق جنسی سه وجه دارد: زیبایی شناسانه، محبت آمیز و جنسی. امروز پدیده ای به نام "ازدواج همراهانه" داریم که دختران جوان با مردان پیر توافق و ازدواج میکنند تا از آن ها مراقبت کنند و نیازهایشان را رفع کنند و از آن طرف ثروت او را به ارث برند. این نوع ازدواج زیاد جنبة جنسی ندارد.

نیچه می گفت ابرمن زندگی اش را به یک اثر هنری تبدیل می کند. شرط این موفقیت وفادار بودن به خود است.

زیستن عاشقانه یعنی به کارگیری خلاقانه ذهن و بدن برای زیستنی توام با عشق و علاقه. سینگر در پایان می گوید عشق یعنی پذیرفتن موجودی دیگر. این دیگری می تواند چیزی یا کسی یا آرمانی باشد. شفقت، اشتیاق و لذت اجزای مختلف زندگی عاشقانه اند.