معرفی کتاب: «مجاز در حقیقت؛ ورود استعاره‌ها در علم»

محمدامین مروتی

 

نویسنده: حسین دباغ/ ناشر: هرمس، چاپ اول 1393

حسین دباغ در کتاب «مجاز در حقیقت؛ ورود استعاره‌ها در علم» می گوید استعاره فقط در هنر نیست که کاربرد دارد بلکه برغم تصور پوزیتیویستی در علم هم کاربرد فراوانی دارد. در تصور پوزیتیویستی مجاز در مقابل حقیقت و امر واقع قرار می گیرد. امروزه این تصور کاملا منسوخ شده است.

دانشمندان بدون مدل های فرضی نمی توانند تئوری پردازی کنند و این مدل ها کیفیت و حیثیت استعاری دارند.

سروش دباغ می گوید از نظر فلسفی، استعاره دیگر یک تکنیک هنری زبانی نیست، بلکه از ضروریات زبان است. از نظر آنان سرشت زبان ذاتا استعاری‌ست. در دوران معاصر همین نگاه غلبه کرد و امروزه چنین نظری درباره استعاره سیطره دارد. حتی باید گفت که استعاره امری زبانی نیست، بلکه امری شناختی است و مربوط به حوزه درک و فهم و شناخت انسان از امور می‌شود. تا پیش از این استعاره را مربوط به سرشت زبان می‌دانستند، اما امروزه می‌گویند که سرشت فهم استعاری است و لذا استعاره کارکرد شناختی پیدا می‌کند.

مثلا سیاه چاله، ابر الکترونی، میدان مغناطیسی طول موج در فیزیک و میل ترکیبی در شیمی و حافظه و ویروس در علوم کامپیوتر، همه و همه استعاره های شناختی اند.

استعاره ها نه تنها در ارائة مدل های علمی بلکه در زایاییِ زبان و تقویت بیان موثرند.

«مجاز در حقیقت؛ ورود استعاره‌ها در علم»