فراآگاهی
فراآگاهی
محمدامین مروتی
با نگاهی به تاریخ تکامل موجودات متوجه می شویم آگاهی مراتب مختلفی دارد.
گیاهان زنده اند، اما سیستم عصبی ندارند و لازمه داشتن اولین بارقه های آگاهی، وجود سیستم عصبی است. به همین دلیل برای کسی که مرگ مغزی دارد و هشیاریش به شدت کاهش یافته یا از بین رفته، از اصطلاح "حیات نباتی" استفاده می شود. هرچه این سیستم پیشرفت کرده است، آگاهی موجود زنده، تکامل بیشتری می یابد. این آگاهی در پستانداران به حداکثر می رسد ولی ظاهرا انسان تنها موجودی است که "خودآگاهی" دارد. یعنی می داند هست، می داند می میرد و احساس هویت می کند. انسان تنها موجودی است که از وجود خود، آگاه است. یعنی خودآگاه است. خودشناسی قله و اوج این خودآگاهی است. بر این مبنا، می توان خودشناسی را اوج معرفت بشر امروزی به حساب آورد.
اما فراآگاهی چیست؟
کاملا متصور است که انسان بتواند از خودآگاهی نیز فراتر رود. عرفا به زبان های مختلف از این نوع آگاهی، به فراروی از زمان و مکان و اتحاد با آگاهی کیهانی تعبیر می کنند. یافته های فیزیکی مدرن نیز موید امکان وجود نوعی متفاوت از آگاهی هستند. ساحتی که با تعابیر مختلفی نظیر ساحت یکتایی و یا وحدت وجود یا وحدت شهود از آن یاد می شود. آیا پیوستگی با چنین ساحتی، پس از مرگ ممکن است؟ آیا می توان از نوعی قانون بقای آگاهی –نظیر قانون بقای ماده و انرژی- سخن گفت؟ با این عبارت که آگاهی نابود نمی شود بلکه از شکلی به شکل دیگر در می آید. آیا می توان گفت خودآگاهی هم نابود نمی شود بلکه به نوعی دیگر از آگاهی تبدیل می شود؟ جواب عرفا مثبت است ولی در حوزة علم، تجربة شخصی عرفا ، ملاک نیست