اسماعیلیه و پیروان حسن صباح

محمدامین مروتی

پیشینه تاریخی:

خلافت فاطمی اسماعیلیه در مصر در سال 297/909 شروع شد.

اختلاف بر سر جانشینی مستنصر(خلیفه هشتم فاطمی) در سال487/1094 باعث ایجاد فرقه نزاری توسط حسن صباح شد. حسن صباح از جانشینی برادر بزرگ یعنی نزار حمایت کرد ولی مُستعلی بالله بود که مقبول فاطمیون افتاد. قیام نزار علیه برادر با شکست و کشته شدنش مواجه شد. اسماعیلیان ایران، نزاری و منتسب به نزار بن مستنصر خلیفه فاطمی بودند. پیروان حسن صباح 170 سال در الموت قدرت داشتند.

حسن دوم (چهارمین خلیفه نزاری) در 559 ق قیامت باطنی و شروع عصر ظهور و پایان عصر تقیه را اعلام می کند. حسن دوم از نسخ شریعت محمدی و آغاز قیامت سخن گفت و بهشتی کسی است که امام "حاضر" (نه غایب) زمانش را شناخته باشد. عطاملک جوینی می گوید این به معنای نسخ و پایان شریعت بود که ممکن است تهمتی بیش نباشد. اما تاکید بر تاویل باطنی قرآن فزونی گرفت. به دلیل نابودی آثار نزاریان در حمله مغول، ما آن ها را بیشتر از زبان دشمنانی مانند "عطاملک جوینی" می شناسیم. از آن قبیل است تهمت استفاده از حشیش برای تبعیت کورکورانه از فرماندهان برای قتل مخالفان.

طرفداران حسن صباح، عدالت طلب بودند و یکدیگر را رفیق خطاب می کدند و غنایم را به طور مساوی بین خود تقسیم می کردند. زبان فارسی را جانشین زبان عربی کرده بودند. یعنی قیام یک بعد ضدعربی هم داشته است. قرمطیان نیز جریانی مساوات طلب بین سالهای 899/1077(286/470) در شرق عربستان بود.

معرفت شناسی اسماعیلیه :

پیامبر در حدیثی می فرماید من برای تنزیل قرآن جنگیدم. اما شما بعد از من بر سر تاویلش با هم می جنگید. به نظر می رسد که پیامبر این سخن را در ذم تاویل گفته باشد ولی باطنیه مراد خویش از آن بر گرفتند. معرفت شناسی اسماعیلیه مبتنی بر تاویل بود. و این تاویلات بی ضابطه، بی روش و ذوقی بود.

باطنیه، قرآن را کتاب صامت و امام را قرآن ناطق می دانستند. به نظر ایشان عالم هفت دوران را طی می کند که هر دورانی، با ظهور یک پیامبر ناطق شروع می شود که هفت امام ظاهرِ شریعت او را تاویل معنوی می کنند. محمد(ص) ششمین دور امده است و محمد بن اسماعیل ناطق آغاز دوره هفتم و پایانی است که شریعت محمد را مضمحل می کند. در میان بهاییان این نسخ شریعت در پایان هزاره شکل می گیرد.

 دارد. به این وسیله قرآن را دور می زدند.

اولین تفاسیر باطنی:

حسین وشاء حبری مفسر زیدی مذهب قرآن بوده است که با تفسیر باطنی از قرآن و با کمک احادیث منقول از ابن عباس، شان نزولِ بسیاری از آیات را به علی(ع) رسانده است. مثلا در تفسیر آیه 7 سوره رعد که می فرماید إِنَّمَا أَنتَ مُنذِرٌ وَلِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ : تو فقط هشداردهنده ای و هر قومی راهنمایی دارد"،  می گوید موقع قرائت آیه به کلمه "منذر" که رسید به خود اشاره کرد و به هادی که رسید به علی.

تفسیر زیدیِ معروف دیگر تفسیر مقاتل بن سلیمان است.

دو گونه تاویل:

تاویل تیغ دو لبه است.

"احساییه"، منتسب به شیخ احمد احسایی بودند که به شدت تاویل گرا و در عین حال اخباری بود. بدترین و خشک ترین نوع اخباریون، غالیانشان هستند. ناصرالدین شاه از شیخ محمد حسین ممقانی می خواهد رساله ای علیه متشرعه بنویسد. او در کتابی به نام "علم المحجه" (1285 قمری) به تحولات عالم غرب به عنوان نمونه ای برای تشویق به نوسازی فرهنگ دینی می گوید. اما همین شیخیه که مدعی افکار ابکار بودند، با علم جدید هم دشمن بودن و از حمام اسلامی(رساله دلاکیه نوشته حاج محمد کریمخان) می نوشتند. در مقابل سلاح اصولیین(بهبهانی/ نایینی /خراسانی)  اجتهاد بود. امامان اسماعیلی از "محمد شاه آقاخان سوم"(1302/1376ق) با تعالیم امام ظاهر، خود را با ضروریات روزگار مانند تساوی حقوق  زن و مرد وفق دادند.

 49 امین خلیفه فاطمی/نزاری در زمان ما کریم آقا خان چهارم است.

منبع:

سیاست نامه 13(زمستان98)