توشی‌هیکو ایزوتسو (۱۹۱۴ - ۱۹۹۳ م)

 

گرد آوری: محمدامین مروتی

پیشینه:

توشی‌هیکو ایزوتسو زبان‌شناس، قرآن‌پژوه، اسلام‌شناس و فیلسوف ژاپنی بود.

پدر او پیرو آیین بودایی ذِن بود و او را از سن کم وادار به ریاضت‌کشی مطابق آیین ذن می‌کرد که در او ایجاد نوعی دافعه و گرایش به مطالعه سایر ادیان پدید آورد.

ایزوتسو، سی و پنج زبان را بلد بود و به هفده زبان (از جمله عربی، عبری، فارسی، سانسکریت ، روسی، لاتین، یونانی و چینی) تسلّط داشت.

ایزوتسو در بیست و دو سالگی نزد «موسی جار اللّه» عالِم مسلمان برجسته تاتار بر دانش اسلامی و زبان عربی خود افزود. جار اللّه، با برخی مجتهدان شیعه آن زمان رابطه داشت و کتاب «الوشيعة في نقد عقائد الشيعة» را در نقد تشیع نگاشته ‌است.

هانری کربن ، حاج ملا هادی سبزواری، یونگ، ژاک دریدا، لویی ماسینیون، رودلف اوتو و میرچا الیاده از کسانی بودند که بر اندیشه ایزوتسو موثر بودند. ایزوتسو با برخی از این متفکران در حلقه‌ای فکری موسوم به «ارانوس» که هر سال در سوییس برگزار می‌شد مانوس بود. وی پس از شنیدن بیتی از منظومه حاج ملا هادی سبزواری در کلاس درس مهدی محقق در کانادا شیفته تفکر ایرانی می‌شود و با مهدی محقق شرح منظومه را می نویسد.

ایزوتسو با عرفان اسلامی از طریق مهدی محقق در مونترال کانادا آشنا شد. او به مدت دو سال پیاپی و سپس هرشش ماه یک بار، بین سال‌های ۱۳۴۷ (خورشیدی) تا ۱۳۵۳ (خورشیدی) در ایران زندگی کرد. پس از این دوران، به علت اینکه تمایل داشت بیشتر در ایران باشد از دانشگاه‌های کیو و مک گیل استعفا داد و با پذیرفتن شغل دائمی در انجمن شاهنشاهی فلسفه ایران از سال ۱۳۵۳ (خورشیدی) تا ۱۳۵۷ (خورشیدی) به تدریس و پژوهش در این انجمن پرداخت.

وی در این انجمن ابتدا «فصوص الحکم» ابن عربی را به‌طور کامل تدریس کرد و پس از آن یک دوره درس الاشارات و التنبیهات ابن سینا را آغاز کرد که نیمه تمام ماند.

او برای نخستین بار، قرآن، مشاعر ملاصدرا و فیه ما فیه مولانا را به ژاپنی برگرداند. در کتاب مهم" آگاهی و ماهیات" می‌کوشد عصارة «فرا فلسفه شرقی» را در قالب مقایسه اندیشه‌های هندی، ایرانی-اسلامی، چینی و آیین بودایی عرضه کند. او در این کتاب ، اندیشه «ودانتا» هندی، نظریه وحدت وجود اسلامی، آئین تائو چینی و اندیشه بودایی چینی-ژاپنی را به‌طور چهارجانبه مقایسه می‌کند و نتیجه می‌گیرد که اندیشه شرقی دارای یک روح مشترک است که گرد اندیشه «وحدت وجود» شکل گرفته‌است.

 

آثار:

آثار مهم او " خدا و انسان در قرآن" است، توکیو ۱۹۴۲ (قسمتی از این کتاب به وسیله احمد آرام تحت عنوان ارتباط غیرزبانی میان خدا و انسان برگردان و همراه با جمله‌شناسی قرآن از مهدی بازرگان به وسیله انتشارات بعثت در سال ۱۳۵۶ چاپ شده‌است.)

    مفاهیم اخلاقی در قرآن، مونترآل ۱۹۶۶ این کتاب به وسیله آقای فریدون بدره‌ای برگردان شده و در سال 1378 از سوی نشر فرزان روز منتشر گردید.

«صوفیسم و تائوئیسم» که در آن عرفان ابن عربی را با دائوئیسم، مقایسه می‌کند در دو جلد توکیو ۱۹۶۶ و ۱۹۶۷.

    مفهوم و حقیقت وجود، توکیو ۱۹۷۱

    منطق و مباحث الفاظ، مجموعه متون و مقالات، با همکاری مهدی محقق، تهران ۱۳۵۳

    تصوف و مسئله تشکیک در زبان در اندیشه‌های عین‌القضات همدانی، پاریس ۱۹۷۰

 مسئله خلق جدید در عین القضاه، بوستون ۱۹۷۳.

    ماهیت و کلی طبیعی در فلسفه اسلامی ایرانی، قاهره ۱۹۷۳

    اساس اندیشه‌های متافیزیکی در فلسفه اسلامی ایرانی، تهران ۱۹۷۱

او همچنین مقالات «ابن عربی» و «اشراقیه» را در دائرةالمعارف دین به سرپرستی میرچا الیاده تألیف کرد.

 

صوفیسم و تائوئیسم :

در اين كتاب ضمن مطالعه اي تطبيقي بين عرفان اسلامي و خاور دور، سعي در نماياندن وجوه مشترك آن ها کرده است. «ابن عربي» و شارح آثارش بنام «كاشاني» به عنوان نماينده تصوف و «لائوتسه» و شارح آثارش بنام «چوانگ تسه» به عنوان نماينده تائوئيسم گزيده شده و مخلص آموزه هايشان با هم مقايسه شده اند.

 

اصالت عدم:

یاسر میردامادی در مقاله 'می روم کمی بخوابم'، می نویسد:

ایزوتسو هم مانند کربن معتقد بود انسان معاصر «عوالم معنوی» و «عالم خیال» را فراموش کرده و به «دام نیهیلسم» افتاده است و باید برای رهایی از «هیچ‌انگاری» باید به «هیچ» (عدم) بازگشت.

دیدگاه ایزوتسو، را می‌توان «متافیزیک عدم» نام نهاد. از دیدگاه این متافیزیک، وجودْ اصیل‌ترین لایه هستی نیست بلکه وجودْ ریشه در عدم دارد، وجودْ تجلّی عدم است؛ اصالت با عدم است و نه با وجود. این عدم اما به معنای هیچ و پوچ نیست بلکه به عکس، تمام انحای وجود ریشه در عدم دارد.

 

مطالعات قرآنی:

روش مطالعه ایزوتسو پدیدارشناسانه و زبان سناسانه است. کشف رابطه تو در توی مفاهیم قرآنی بر اساس شبکه در‌هم‌تنیده آن ها با هم از نظر ایزوتسو مهم است. مثلا، کلمه «اللّه» در عرب پیش از نبی هم به کار می‌رفته اما در شبکه معنایی جهان عرب پیش از نبی، «اللّه» در کنار «آلِهة» (الهه‌ها) می‌نشسته، در تضاد با آن‌ها نبوده و خدایی در میان خدایگان، گرچه مهم‌تر از آن‌ها بوده است.

از دیدگاه او قصص قرآن قابل ناظر به نتایج اخلاقی اند و نه لزوما ناظر به واقع. ایزوتسو می گوید: «وحی اساساً مفهومی زبان شناختی است». تلقی او از آیات نمایشی است را که بر روی پرده، درامی روحانی را شکل می دهد.

قرآن، پیام اندیشه خدا مرکزی را به جای انسان محوری نهاد. به همین سبب است که کلمه «الله» در قرآن از پربسامدترین واژگان است.

 

منابع:

ویکی پدیا

'می روم کمی بخوابم'، یاسر میردامادی

"صوفیسم و تائوئیسم" ترجمه جواد گوهرين