ملاحظاتی بر نقد موسی غنی نژاد در سیاست نامه

محمدامین مروتی

موسی غنی نژاد از نویسندگان و اقتصاددانانی است که همیشه حرفی برای گفتن داشته است و مطالب و مقالاتش را با علاقه دنبال می کنم. من جمله مقاله اش با عنوان " اصلاح طلبی در مسلخ سوسیالیسم " منتشر شده در شماره ۱۲ فصلنامه سیاست‌نامه را با دقت خواندم. از لحن مقاله قدری دلگیر شدم. نقد علمی و من جمله "روشنفکری دینی" نه تنها اشکالی ندارد که به روشنی فضای فکری کشور هم کمک می کند ولی ردیه نویسی جهت دار و استفاده از عباراتی مانند" افکار آشفته و یاوه  گویی" برای توصیف دکتر سروش و از آن بدتر تاکید مکرر بر اسم گذشته ایشان (دکتر حسین حاج فرج الله دباغ)، به شیوه کیهان و للثارات و به قصد تحقیر، توی ذوق می زند.

این ردیه نویسی ها، اگر با شائبه انتقام جویی و تخریب و از آن بدتر خوشامد اصحاب قدرت هم عجین شود، از بار علمی و اخلاقی موضوع هم می کاهد. دیر زمانی است که بر آنم هر چه می کشیم از خود ماست. از نفی مطلق دیگران است. از گل زدن به دروازة خودی است. این رویه زمانی تاسف بار تر می شود که مجال پاسخگویی به طرف مقابل در همان نشریه داده نشود. چند بار در ذیل مطالبی از همین گونه -در روزنامه سازندگی- مطالبی گذاشتم که دیده شد اما نادیده گرفته شد.

به لحاظ محتوایی نیز امری واضح است که هر کس در سیر تحولات فکریش از مراحلی می گذرد. آقایان قوچانی و زارع و غنی نژاد نیز از این تحولات برکنار نبوده اند. بنابراین سنگر گرفتن علیه کسی که امروز کمابیش موضع لیبرالیستی و حتی سکولار دارد- به بهانه و پشتوانه سخنانی که در دهه 60  در کتاب تفرج صنع گفته است- نه تنها بی انصافی، بلکه نوعی پررنگ کردن غیرضروری، مضرّ و تعمدی مرزهاست. گمان نمی کنم سروش امروز صنعت و تکنولوژی را اکل میته بداند و رقابت آزاد اقتصادی را نفی کند. شاید سروش به اندازة غنی نژاد لیبرال نباشد، ولی به اندازة کافی جهت گیری لیبرال دارد و در این جهت پیش آمده است. این چه ربطی به نقد "روشنفکری دینی" دارد؟ سروش بارها بر خطر تسری احکام عرفانی به حوزه سیاست و مملکت داری تاکید کرده است.

عنوان فرعی مقاله غنی نژاد این است: چرا روشنفکران دینی و اصلاح‌طلبان چپ‌گرا در اصلاحات ناکام ماندند؟ تقلیل ناکامی اصلاحات به روشنفکران دینی و چپ گرایی نیز بی انصافی است. چپ گرایی و تندروی البته که در ناکامی اصلاحات موثر بود ولی غنی نژاد می داند که عامل اصلی این ناکامی خارج از جریان اصلاح طلبی بوده است و این تنها تقلیل حقیقت برای گرفتن نتیجه دلخواه، نیست، تغییر و تحریف حقیقت هم هست.