روی گل، حجاب بوی گل
روی گل، حجاب بوی گل
محمدامین مروتی
عرفا بعضا برای پوشاندنِ اسراری عمیق تر سخن می گویند. سخن روپوشی بر مافی الضمیرشان است تا نامحرم در خلوت شان راه نیابد. نامحرمی که به قیل و قال دل بسته و معتاد زبان است. بعضی به ظاهر قرآن و قل های آن دل بسته اند . در حالی که قرآن ذوبطون است و همیشه می توان فهم عمیق تر و جدیدتری از آن نسبت به فهم گذشته داشت. عرفا مدعی راه یافتن به عمق قرآن هستند. مولوی می گوید:
ما ز قرآن مغز را برداشتیم
پوست را بهر خران بگذاشتیم
در جای دیگر می گوید بلبل از آن روی در روی گل نعره می زند تا همه را به ظاهر گل مشغول دارد و نامحرمان را از معنا و بوی گل غافل دارد. رسیدن به بوی گل با توصیف و گفتن، به دست نمی آید با خوب حس کردن و بوییدن حقیقت و جوهر آن میسر می شود:
بلبلانه نعره زن در روی گل
تا کنی مشغولشان از بوی گل
تا به قل مشغول گردد هوششان
سوی بوی گل نپرد هوششان
حکایتِ روی قرآن و توی قرآن، همان حکایت روی گل و بوی گل است.