درس های انقلاب مشروطه

محمدامین مروتی

محمدعلیشاه ضد مشروطه بود و می خواست از پزشک مظفرالدین شاه امضا بگیرد که پدرش در بستر بیماری فرمان مشروطه را امضا کرده و بنابراین این فرمان معتبر نیست. مشروطه خواهان نیز به قول همایون کاتوزیان هر روز طوماری فحش در نشریات حواله اش می کردند. محمدعلیشاه پس از آن مجلس را به توپ بست که فرد مشکوک به ترور نافرجامش، تحت حمایت مجلس قرار گرفت. کاتوزیان می گوید محمدعلیشاه سه ماه قبل از فتح تهران توسط قوای مشروطه، پیشنهاد آشتی و بازگشایی مجلس را داد که مشروطه خواهان نپذیرفتند. ایرج افشار می گوید تقی زاده در ایام کهولت به اوگفته کاش این پیشنهاد را می پذیرفت و پایش را در یک کفش نمی کرد که او باید برود.

کاتوزیان می گوید پس از فتح تهرام چنان هرج و مرجی بر کشور حاکم شد که هر جا قتل و غارتی بود می گفتند فلان جا مشروطه شد. بدین ترتیب مشروطه در اذهان عمومی معادل هرج و مرج معنا می شد. (اندیشه پویا شماره 60 .مشروطه و هرج و مرج. همایون کاتوزیان)

تورج اتابکی در باب کارنامه مشروطه خواهی درهمان جا می گوید در قانون اساسی مشروطه سلطنت موهبتی الهی (همان فره ایزدی) بود که نه از پر قنداق بلکه با رای مردم مشروعیت می یافت و طبق متمم مصوب شده در مجلس اول می توانست پادشاه را خلع کنند. چنان که مجلس دوم تاج را از سر محمدشاه برداشت.

مجلس اول متمم قانون اساسی و برابری پیروان ادیان مختلف در برابر قانون و مخالفت با قراداد 1907 و تاسیس بانک ملی و ازادی مطبوعات را در کارنامه دارد.

مجلس دوم پس از فتح تهران گشایش یافت و تعلیمات رایگان همگانی در مدارس ابتدایی، خلع محمد شاه از سلطنت و تصویب قانون معارف تحت نظر وزارت فرهنگ را تصویب کرد.

مجلس سوم پس از سه سال تعطیلی گشایش و قانون نظام اجباری ومالیات مستغلات را تصویب کرد ولی با اشغال ایران در جنگ اول باز تعطیل شد.

هرج و مرج ایجاد شده و اشغال ایران توسط نیروهای بیگانه باعث شد اندیشه نوعی ناسیونالیسم مستبد ظهور کند که رضا شاه سمبل آن شد.

مستشارالدوله مشکل کشور را فقدان قانون می دانست ولی قانون اساسی مشروطه هم نتوانست کار را به انجام برساند و از هرج و مرج جلوگیری نماید. مشروطه خواهی فرهنگی بود که می بایست با اجتناب از افراط و تفریط و در طول سالیان متمادی جا بیفتد. سهیلا ترابی فارسانی در اندیشه پویا شماره 60 می نویسد:

"برخی معتقدند انقلاب مشروطیت به اهداف خود نرسید و منحرف شد. اما قرار نبود پس از امضای فرمان مشروطه بلافاصله با سیاستمدارانی متفاوت مواجه شویم. مشروطه یک مسیر بود. قدم گذاشتن در یک راه به معنی دگرگون شدن یک شبة همه چیز نیست."