مارکسیسم اسلامی

محمدامین مروتی

روزبه مانند گلسرخی در نخستین دفاعیاتش از عدالت در اسلام و حضرت علی و امام حسین تقدیر می کند. این حرکت بین اسلام و مارکسیسم نباید تصادفی بوده باشد. مجاهدین رسما جریانی التقاطی بود.

لطف الله میثمی در جلد سوم خاطراتش تعریف می کند که در زندان انفرادی، شک بین اسلام و مارکسیسم به جانش می افتد و از روبه رو شدن با آیت الله طالقانی خجالت می کشد تو گویی که آیت الله طالقانی مهمتر از خداست و این یعنی شرک. سپس به یاد می آورد که حنیف نژاد گفته بود "اگر خدا به شما کمک نکرد، آن را کنار بگذارید." (ص117) و بهشتی هم گفته بود: " کسی که به خدا شک داشت نباید نماز بخواند تا شکش برطرف شود."(ص203)

میثمی به لحاظ فکری تحت فشار قرار می گیرد و با خدایش می گوید بیچاره شدم اگر هستی طوری خودت را به من نشان بده. بعد همانطور که در سلول دراز کشیده با خودش می گوید من که دیوار سلول را نمی بینم به این معنی نیست که این دیوار وجود ندارد و یاد این سخن لنین افتادم که گفته بود:"اگر کسی بخواهد واقعیت را اثبات کند به دام ایدئالیسم می افتد." به این نتیجه رسیدم که نمی شود خدا را ثابت کرد. لذا شروع کردم به نماز خواندن و...(ص 203-204)

ظاهرا نخستین بار عبارت "مارکسیسم اسلامی" را بیژن جزنی برای توصیف این جریان به کار برد.

به جهت تاریخی باید این ترکیب را به حساب، اقتضائات تاریخی و از همه مهمتر سیطرة تفکر چپ در جهان آن روز گذاشت.