حافظ پژوهی یا حافظ شناسی؟
حافظ پژوهی یا حافظ شناسی؟
محمدامین مروتی
مجله فرهنگ و زندگی، در سال 1351 شاهد مجادله شاهرخ مسکوب و مجتبی مینوی بود. مسکوب گفته بود در حوزه شناخت شاهنامه کار چندانی نشده است و مینوی این سخن را ناشی از عدم اطلاع مسکوب و موجب تحقیر کار کسانی دانست که عمرشان را روی پژوهش های شاهنامه ای گذاشته بودند. مسکوب جواب داده بود شناخت چیزی است و نسخه شناسی چیز دیگر. اینکه "کشتی شکستگان" درست است یا "کشتی نشستگان"، به جای خود، ولی شناخت حافظ نیست. مسکوب که پای اسطوره شناسی را در کار شاهنامه گشوده بود، معتقد بود پژوهش رسوخ به مبانی جهان بینی فردوسی و حافظ است. مقدمهای بر رستم و اسفندیار، ۱۳۴۲ و سوگ سیاوش۱۳۵۰ حاصل کارهای اصلی مسکوب روی شاهنامه و در کوی دوست 1389 در باب حافظ بود.
پژوهش داریوش آشوری روی حافظ نیز کاری اسطوره شناسانه برای درک جهان بینی حافظ است و با سایر حافظ پژوهی ها تفاوت دارد. کار آشوری به معنای واقعی کلمه "حافظ شناسی" است.