سبب و مسبّب
سبب و مسبّب
محمدامین مروتی
مولانا می گوید سبب شناسی نباید باعث شود، مسبّب الاسباب یعنی خدا فراموش شود و این همان چیزی است که مورد تاکید انبیاء بوده است:
آهن و سنگِ هوا بر هم مزن
کین دو میزایند؛ همچون مرد و زن
سنگ و آهن خود سبب آمد ولیک
تو به بالاتر نگر، ای مرد نیک!
کین سبب را آن سبب آورد، پیش
بیسبب کَی شد سبب هرگز زِ خویش
و آن سبب ها کانبیا را رهبرند،
آن سبب ها زین سبب ها، برترند
مسبّب اصلی است که به این اسباب، فعلیت و عاملیت و فاعلیت می بخشد:
این سبب را آن سبب، عامِل کند
باز گاهی بی بَر و عاطل کند
این سبب را مَحرم آمد؛ عقل ها
و آن سبب ها راست محرم، انبیا
چنان که طناب آب را از چاه بیرون می آورد؛ ولی این طناب خودش به چرخ چاه متصل است و اگر چرخ نباشد، از طناب کاری ساخته نیست:
این سبب چه بود به تازی؟ گو: رسن
اندرین چه، این رسن آمد به فَن
گردش چرخه[1]، رسن را علتست
چرخه گردان را ندیدن، زَلَّتست[2]
مولانا در ادامه به طبیعیون و دهریون از فلاسفه و اهل نجوم تعریضی دارد و می گوید برغم نظر آنان، چرخِ فلک و نجوم، چرخ حقیقی نیست و آب معرفت از چاه دنیا بیرون نمی کشد. این چرخ خودش دوار و سرگردان است و به وسیلة چرخِ دیگری یعنی به حول و قوة خداوند می چرخد:
این رسن های سبب ها در جهان،
هان و هان، زین چرخِ سرگردان مدان
[1] چرخه یعنی چرخ چاه
[2] زلت: لغزش. گمراهی