سلام حق
سلام حق
محمدامین مروتی
مولانا در دفتر سوم از سلامِ خالص و سلامِ ناخالص سخن می گوید. سلام حق و سلام خلق. سلام طمعدارانه و سلام بی طمع. سلام انسان باید سلام خدایی و بی طمع باشد. سلام حقیقی، آرزوی صمیمانه و قلبی برای سلم و سلامت جسم و معنای سلام شونده است:
آن که بدهد بی امید، سودها
آن خدایست، آن خدایست، آن خدا
یا ولیِّ حق، که خویِ حق گرفت
نور گشت و تابش مطلق گرفت
کو غنی است و جز او جمله، فقیر
کَی فقیری بی عوض گوید که گیر
و بعد نتیجه می گیرد سلام اکثر مردم بازاری و تاجرانه است:
این همه بازار، بهرِ این غرض
بر دکان ها شِسته بر بویِ[1] عوض
یک سلامی نشنوی ای مرد دین
که نگیرد آخَرَت آن آستین
بی طمع نشنیدهام از خاص و عام
من سلامی، ای برادر والسّلام
جز سلام حق، هین آن را بجو
خانه خانه جا به جا و کو به کو
+ نوشته شده در ۱۳۹۷/۱۱/۱۲ ساعت 10:42 توسط محمد امین مروتی
|