ریشه های نام "کرمانشاه"

 

محمدامین مروتی                                                                                                              1. کرمان شاه:

ثعالبی ادیب و مورخ قرن چهارم و پنجم هجری می نویسد: بهرام چهارم در کودکی کرمان شاه نامیده می شد زیرا پدر، شاهیِ کرمان را به او سپرده بود . چون تاج بر سر نهاد بزرگان کشور و سران مردم به نزد او آمدند. وی را همان گونه دعا کردند که به پدران او دعا گفته بودند... از جمله کارهای درخشانش بنیاد شهر کرمانشاهان است که تا زیان آن را قرمیسین خوانند. (ثعالبی، 1368، 345). چهار قرن بعد از ثعالبی، حمدالله مستوفی، ضمن تایید نوشته ثعالبی در نسبت بنای کرمانشاه به بهرام چهارم، در این زمینه گسترده تر می نویسد. در نوشته ی مستوفی نیز بنای اولیه ی شهر به "بهرام بن شاپو"ر نسبت داده شده است.

2. قرمیسین:

کسی که به صراحت می نویسد قرمیسین، معرب کرمانشاهان است، "یاقوت حموی" است. اصل نوشته ی او به زبان عربی چنین است: «قرمیسین بالضتح هم السکون و کسر المیم و یاء مثناه من تحت و سین مهمله مکسوره و یاء اخری ساکنه و نون و هو تعریب کرمان شاهان» (حموی، 1995، 4/330)"

3. کرمینشان:

دکتر کزازی ضمن رد این ریشه شناسی در کتابش با نام «کرمانشاه، شهر شگرف ماه» واژة کرمینشان را قدیمی ترین نام می داند و می نویسد:

"ریخت تازی شده ی نام در کتاب ها قِرمیسین، قَرمیسین، قرماسین، قرمسین، قرمسان و قرماسان آورده شده است. بر پایه ی هنجارهای تازی شدگی در زبان پارسی، دگرگونی ک به ق و ش به س پذیرفتنی است، بدان سان که در قاسان ، ریخت تازی شده ی کاشان دیده می آید، اما دگرگونی «ه» به «ن» به هیچ روی پذیرفتنی و بهنجار نمی تواند بود. از این روی، چنان می نماید که ریخت های گونه گون نام که در کتاب ها آمده است تازی شده ی نامی چون کرماشان، کرمیشین، کرماشین، و از این گونه باشد.( صفحه ی 153) ."

کزازی، نام بومی شهر یعنی "کرماشان" را کهن تر می داند و بر این باور است که نام های معربی چون قرمیسین، قرماسین و ... از این نام محلی بر گرفته شده اند. در کنار این دیدگاه البته به نام رسمی و کاربرد دیوانی و کتابی نام واژه ی کرمانشاه نیز باور دارد و می نویسد:

«... این نام گونه ی دگرگون شده ی کرمینشان است که نام باستانی این سامان بوده است. کرمینشان به کرمانشان دیگر گون شده است ... سر انجام در ساخت کوتاه شده ی کرماشان به کاربرده شده است و ریخت های تازیکانه ی قرماسان و قرماسین و قرمیسین از آن برآمده است.» (صفحه 154).

4. گرمینشان:

دکتر رقیه ی بهزادی نیز در تصحیح خود از بندهش این واژه را گرمینشان ثبت کرده است. بنابراین مقدمات، دکتر رحیمی با توضیحات لازم «گَر» را که امروزه در بین مردم کرد زبان کرمانشاه به معنای تپه - و با تعمیم آن به معنای کوه- است، معنای بخش اول می داند و میشن را صورت دیگری از «میهن». با این استدلال، وی مفهوم و معنی این نام را «کوه جای»، «جایگاه کوه» یا « سرزمین کوهستانی» می نویسد (رحیمی، 1392، 29 ) .

5. کرمانشاه:

  محمود ظریفیان درمجموعه مقالاتی در مرور کتاب دکتر کزازی ، آورده است:

  کتاب " مختصر البلدان" تلخیص کتاب 5 جلدی البلدان ابوبکر احمد بن محمد معروف به ابن فقیه همدانی حدود  سال 290 هجری قمری تالیف شده است. در حدود سال 412 هجری قمری حسن شیزری مختصری از این پنج جلد را در کتابی به نام « مختصر البلدان» باز نویسی کرد. بعدها اصل پنج جلدی البلدان از میان رفت اما مختصر البلدان باقی ماند. در مختصر البلدان هم –که بخش ایران آن به فارسی برگردانده شده- نام کرمانشاه و کرمانشاهان هر دو با هم آمده است. ضمن اینکه معرب نام کرمانشاه یعنی قرماسین را هم در مختصر البلدان می بینیم . نکته قابل توجه اینکه نویسنده به صراحت نوشته است منظور وی از قرماسین همان کرمانشاه است:

     قباد از مداین تا رودخانه ی بلخ، در همه راه، هیچ سرزمینی نیافت که هوایش از کرمانشاهان تا گردنه ی همدان خوش تر و آبش گواراتر و نسیمش لذت بخش تر باشد. این بود که قرماسین را ساخت و ویژه ی خویش کاخی بلند بر روی هزار ستون بنا کرد. پس قرماسین کلمه ای است پارسی یعنی کرمانشاه ( ابن فقیه، 1349، 26) . اصل جمله عربی که ابن فقیه نوشته « اظهر من الشمس» است و جای هیچ تردیدی را در نام بردن وی از کرمانشاهان باقی نمی گذارد: «فقرمیسین کلمه الفارسیه معناها کرمانشاهان» (ابن فقیه، 1416، 419) . چنین جملاتی را نویسندگان بعدی – با وضوح و صراحت بیشتر – در آثارشان آورده اند که در پاره های بعدی به آنها خواهیم پرداخت."

     کرمینشان نام واژه ای پهلوی است که فقط در یک منبع ، یعنی کتاب بندهش آمده است، آن هم به مناسبت یاد کرد از کوه بیستون. آقای ظریفیان بر این گمان است که :

"نام کرمینشان و صورت های تحول یافته بعدی آن کرمانشان و کرماشان را کردان ساکن در این شهر حفظ کرده اند و از طریق آنان این نام در سراسر نواحی کرد زبان، روایی پیدا کرده است. اما پارسیان ساکن کرمانشاه که از یکی دو قرن پایانی دوره ی ساسانی زبان گفتاری شان به فارسی دری تبدیل شده بوده، نام واژه ای نظیر کرمانشان را بی معنی انگاشته و ویژه ی زبان کردان تلقی کرده اند. در نتیجه با توجه به شباهت ظاهری کرمانشان و کرمانشاه آن را به نام دوم خوانده و به بهرام چهارم نسبت داده اند. از آنجا که زبان فارسی به نوعی نسبت به زبان های محلی دیگر رسمیت بیشتری داشت و از زبان گفتاری صرف به زبان نوشتاری ایرانیان و نیز خلق آثار ادبی سوق پیدا می کرد نام فارسی کرمانشاه نیز در اسناد و نوشته ها و کتاب به کار رفت و در طول هزار و دویست سال جایگاه خود را مستحکم تر کرد و به گواه کتاب های تاریخی و جغرافیایی متعدد، سخن امروز و دیروز و چند قرن اخیر نیست."

 

تلخیصی از مجموعه مقالات محمود ظریفیان در بررسی کتاب«کرمانشاه، شهر شگرف ماه»  ، اثر دکتر کزازی