معنی "آب کم جو تشنگی آور به دست" چیست؟
معنی "آب کم جو تشنگی آور به دست" چیست؟
محمدامین مروتی
این مصرع در دفتر سوم مثنوی آمده است آنجا که می گوید اگر اضطرار مریم نبود، عیسی در گهواره بر پاکیش شهادت نمی داد:
آن نیاز مریمی بودست و درد
که چنان طفلی سخن آغاز کرد
حق تعالی گر سماوات آفرید
از برای دفع حاجات آفرید
هر کجا دردی، دوا آنجا رود
هر کجا فقری، نوا آنجا رود
هر کجا مشکل، جواب آنجا رود
هر کجا کشتیست، آب آنجا رود
در ادامة این ابیات می گوید اگر تشنه حقیقت نباشی، از آب معنویت به تو نمی نوشانند. لذا شرط اول قدم، طلب و اشتیاق و تشنگی به حقایق است:
آب کم جو، تشنگی آور به دست
تا بجوشد آب از بالا و پست
تا نزاید طفلکِ نازک گلو،
کی روان گردد زِ پستان، شیرِ او
پس باید به قدری بدوی و تلاش کنی که گرمای این تلاش، تشنه ات کند:
رَو بدین بالا و پستی ها بدُو
تا شوی تشنه و حرارت را، گرو
انسان کمتر از زمین خشک وگیاه تشنة آب نیست:
حاجت تو کم نباشد از حشیش
آب را گیری سوی او میکشیش
گوش گیری، آب را تو میکشی
سوی زرعِ خشک، تا یابد خوشی
در حالی که کشت و زرعِ معنا، اولی تر است برای رشد گوهرهای معنویت با آب کوثری که ساقی اش خداوند است:
زرع جان را کِش جواهر مضمرست
ابر رحمت پر ز آب کوثرست
تا سقاهُم ربهم آید خطاب
تشنه باش، الله اعلم بالصواب