تاریخ وجود از نظر فردید
تاریخ وجود از نظر فردید
محمدامین مروتی
دکتر اکبر جباری از شاگردان عباس معارف و به واسطه او شاگرد دکتر فردید است. ایشان در سخنرانی شان با عنوان حکت انسی فردید سعی کرده اند حساب مواضع سیاسی و فلسفی فردید را از هم جدا کند. مواضع سیاسی را نفی و مواضع فلسفی را موکد سازد.
فردید مثل کثیری از اندیشمندان و کسانی مانند فوکو، مقهور و مفتون سیاست و انقلاب ایران شد. او می گوید غرب از نظر فردید، ربطی به غرب جغرافیایی و بدتر از آن غرب سیاسی ندارد. حکمت انسی هم ربط وثیقی با شرق جغرافیایی و سیاسی ندارد بلکه عمدتا به حکمت اشراقی بازمی گردد. او برغم آل احمد، غرب ستیزی را عین غربزدگی می داند.
«غربزدگی» عبارت است از نیست انگاری حق و غفلت از وجود. طبق این رویکرد، در سر آغاز تاریخ، انسان به نحو حضوری ملاقی حقیقت و متذکر اسماء و صفات ربانی بود اما با ظهور متافیزیک در یونان، برهه ای جدید در تاریخ آغاز شد که در آن، حقیقت وجود، مورد غفلت قرار گرفت و «موجود» به جای «وجود»، مناط و ملاک تفکر گردید. (معارف 1380، 413) در نظر او مابعد الطبیه در سراسر تاریخش، مبتلا به غفلت از وجود و خلط میان وجود و موجود بوده است. همه نظام های فلسفی شرق و غرب به دلیل غفلت از علم حضوری و محدود ماندن در تنگنای علم حصولی، از شرق حقیقت دور و گرفتار غرب زدگی شده اند. (فنایی اشکوری 1386) فردید تلقی خاصی از مفهوم دوره های تاریخی داشت؛ او زمان را در پنج دوره تعریف می کند (پریروز، دیروز، امروز، فردا و پس فردا) که اختلاف آنها سرانجام در اختلاف در اسماء است. بنابراین تاریخ با امت واحده آغاز شده است و با امت واحده نیز پایان میپذیرد.
پس از متلاشی شدن امت واحد و پدیدار شدن جماعات مبتنی بر طبقات، نه تنها به تشعب زبانها هرچه بیش از پیش افزوده شد، بلکه معانی اصلی کلمات نیز در بسیاری از مواقع، مورد مسخ قرار گرفت که در دوره جدید به نهایت خود رسیده است. از اینجاست که اهمیت علم اسم شناسی «اتیمولوژی» پدیدار می شود. چرا که برای دریافتن معانی حقیقی کلمات، راهی جز رجوع به معانی آنها در زبانهای نزدیک به زبان پریروزی - یعنی زبان امت واحده گذشته- وجود ندارد.
فردید هایدگر و ابن عربی را به هم در می آمیزد تا به مصاف دنیای مدرن رود. (هاشمی 1383، 87)
به نظر فردید تمدن اسلامی در گذشته نیز یونان زده است؛ این تمدن از اصل اسلامی خود دور افتاده و اصالت خود را از دست داده است. در این فرهنگ و تمدن آنچه ارج و قدر دارد میراث عرفانی- شعری مسلمانان و ایرانیان است، وگرنه فلسفه و حتی کلام چیزی جز ظهورات غرب زدگی و یونان زدگی نیست. طبق نظر فردید درباره ادوار تاریخی، تمدن اسلامی نباید چندان محلی از اعراب داشته باشد. هرچند اسلام، خود نوید بخش حوالتی دیگر بوده است، مسلمانان گرفتار فرهنگ یونانی شده اند و دین اسلام را هم بر مبنای فرهنگ یونانی تفسیر کرده اند. (هاشمی 1383، 117)
منبع: سخنرانی دکتر جباری و اندیشه های سید احمد فردید و تمدن نوین اسلامی. یحیی عبدالهی.