استراق سمع اخبار غیبی توسط جنیان

محمدامین مروتی

در چندین جای قرآن بحثی مطرح شده که در روزگار جدید به جد، معرکه آرا شده است. این که جنیان می خواستند به آسمان راه یابند و از اخبار غیبی استراق سمع نمایند ولی محافظان آسمان آن ها را با شهاب ها پس راندند.

در قرآن:

سوره جن آيه  8: وَأَنَّا لَمَسْنَا السَّمَاء فَوَجَدْنَاهَا مُلِئَتْ حَرَساً شَدِيداً وَشُهُباً ‏: ما قصد آسمان كرديم و همه جاي آن را پر از محافظان و نگهبانان نيرومند و شهابها يافتيم .‏

سوره جن آيه  9: وَأَنَّا كُنَّا نَقْعُدُ مِنْهَا مَقَاعِدَ لِلسَّمْعِ فَمَن يَسْتَمِعِ الْآنَ يَجِدْ لَهُ شِهَاباً رَّصَداً : ‏و ما از آسمان در محل‌هايى براى شنيدن مى‌نشستيم، اما اكنون هر كه بخواهد به گوش باشد، تير شهابى در كمين خود مى‌يابد.

« وَلَقَدْ جَعَلْنَا فِي ﭐلسَّمَاءِ بُرُوجاً وَزَيَّنَّاهَا لِلنَّاظِرِينَ . وَحَفِظْنَاهَا مِن کُلِّ شَيْطَانٍ رَّجِيمٍ . إِلَّا مَنِ ﭐسْتَرَقَ ﭐلسَّمْعَ فَأَتْبَعَهُ شِهَابٌ مُّبِينٌ » (سوره الحجر آیه ۱۶-۱۸): ما در آسمان ها برج هائی قرار دادیم و آن را برای بینندگان آراستیم، و آن را از هر شیطان رانده شده محافظت کردیم، مگر کسی که استراق سمع کند، که در آن صورت شهاب آشکاری او را تعقیب خواهد کرد.

«إِنَّا زَيَّنَّا ﭐلسَّمَاءَ ﭐلدُّنْيَا بِزِينَةٍ ﭐلْکَوَاکِبِ (۶) وَحِفْظاً مِّن کُلِّ شَيْطَانٍ مَّارِدٍ (۷) لَا يَسَّمَّعُونَ إِلَى ﭐلْمَلَإِ ﭐلْأَعْلَى وَيُقْذَفُونَ مِن کُلِّ جَانِبٍ (۸) دُحُوراً وَلَهُمْ عَذَابٌ وَاصِبٌ (۹) إِلَّا مَنْ خَطِفَ ﭐلْخَطْفَةَ فَأَتْبَعَهُ شِهَابٌ ثَاقِبٌ (۱۰)» (الصافات آیه ۶-۱۰) : ما آسمان دنیا را با ستارگان آراستیم- و آن را از هر شیطان سرکشی محافظت کردیم، آن ها نمی توانند به ملأ اعلی گوش فرا دهند و از هر طرف پرتاب می شوند- و طرد می شوند و برای آن ها است عذاب دائمی و ثابت، مگر یکی از آن ها بخواهد استراق سمع کند که در آن صورت شهاب نفوذ کننده ای او را دفع خواهد کرد.

در این آیات شیاطین و جنیان به یک معنا به کار رفته اند.

در احادیث:

علامه طباطبایی در المیزان به نقل از صحیح بخارى و صحیح ترمذى می نویسد:

"ابن عباس گوید: رسول خدا صلى الله علیه و آله قرآن را بر جنیان قرائت ننموده و آن‌ها را ندیده است ولى روزى با اصحاب خویش به سوى بازار عکاظ می‌رفت و جنیان بین شیاطین و بین خبر آسمانى حائل شده بودند و شهب آسمانى به آن‌ها برخورد نمود به ناچار به سوى قوم خویش برگشتند و گفتند: چیزى ندیدیم مگر این که می‌دانیم حادثه عجیبى اتفاق افتاده است و لذا گفتند: باید مشارق و مغارب زمین را جستجو کرد و به حادثه اى که رخ داده، اطلاع حاصل نمود عده اى از آن‌ها به طرف تهامه توجه نموده و رهسپار گردیدند و منظور آن‌ها دیدار پیامبر اسلام بوده تا این که پیامبر را در نخلستانى یافتند که با اصحاب خویش مشغول اداى نماز صبح بوده است وقتى که آیات قرآن را از پیامبر شنیدند، کاملا گوش فراداشتند و گفتند: به خدا قسم این همان حادثه عجیبى است که ما بدان اطلاع یافته و در صدد یافتن آن برآمده بودیم پس از شنیدن قرآن از رسول خدا صلی الله علیه و آله به سوى قوم خود برگشتند و گفتند: ما چیز عجیبى شنیده ایم و آن قرآن پیامبر اسلام بوده سپس این آیه نازل گردید و اقوال و گفتار جنیان به رسول خدا صلی الله علیه و آله از طریق وحى آشکار گشت."

از احادیث چنین نتیجه می شود که زمانی موجوداتی به نام جن به بعضی از جاهای آسمان جهت شنیدن صدای ملائکه نفوذ می کردند و در زمان خاصّی و بعد از وقوع حادثه ای (احتمالا تولد یا بعثت رسول) از نفوذ در آسمان ها ممنوع شده اند و متوجّه شده اند که آسمان ها پر از نگهبانان شدید است و اگر یکی از آن ها جهت استراق سمع به آن فضاها نزدیک شود، از طرف نگهبانان با شهاب ها رانده می شود.

در روایات آمده کهشياطين جنّ زماني قادر بودند كه به عالم ملائك رفت و آمد داشته باشند، لذا ابليس توانست در بهشت آدم (ع)، كه بهشت ملكوتي بود، وارد شده آن حضرت را بفريبد. امّا بعد از تولّد حضرت عيسي (ع) رفت و آمد آنها به آسمان تا حدود محدود شد؛ و بعد از تولّد رسول خدا (ص)، آنان به كلّي از نفوذ در عالم ملكوت منع گرديدند.

در روايتي طولاني آمنه مادر رسول خدا (ص) فرموده اند كه چون رسول خدا زاده شد، بر دو دست و زانوها تكيه كرده سر به آسمان نمود؛ و نوري از وجود من برخاست كه بين آسمان و زمين را منوّر ساخت و شياطين با ستارگان مورد اصابت قرار گرفتند و از آسمان منع شدند و قريش ديدند كه شهاب ها و ستارگان در آسمان به حركت در آمده اند؛ به همين سبب هراسان شده و گفتند اين لحظه قيامت است؛ جمع شدند بر وليد بن مغيره و او را از اين امر خبر دادند؛ و او پير مردي بزرگ و با تجربه بود. پس گفت: به ستارگاني كه با آنها در خشكي و دريا راه خويش را مي يابيد نظر كنيد، اگر آنها لغزيده اند، پس قيامت است و اگر ثابت باشند، اين اتّفاق براي امر ديگري است. شياطين نيز اين واقعه را ديده و بر ابليس جمع شده و او را باخبر ساختند كه از آسمان ها منع شده اند و با شهاب ها مورد اصابت واقع مي شوند. ابليس گفت: بگرديد! پس همانا امر جديدي واقع شده؛ پس در دنيا پخش شدند و برگشته و گفتند چيزي نديديم. گفت: اين كار من است. پس بين مشرق و مغرب را شكافت و به حرم رسيد و حرم را انباشته از ملائك يافت. پس چون خواست داخل شود، جبرئيل داد زد كه: چخه! اي ملعون! (بحارالأنوار، ج15، ص269)

طبق اين روايت اهل مكه نيز بارش شهاب را به چشم خود ديده و از آن هراسان گشته اند. از آيه هاي 33 و 35 الرحمن نيز استفاده مي شود كه همان گونه كه خروج از جوّ براي انسان ها خطرناك مي باشد، خروج از جوّ براي جنّ ها نيز داراي خطراتي است. خداوند متعال مي فرمايد: «يا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَنْ تَنْفُذُوا مِنْ أَقْطارِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ فَانْفُذُوا لا تَنْفُذُونَ إِلاَّ بِسُلْطانٍ (33) فَبِأَي آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ (34) يرْسَلُ عَلَيكُما شُواظٌ مِنْ نارٍ وَ نُحاسٌ فَلا تَنْتَصِران؛ اى گروه جنّ و انس!  اگر مى توانيد از مرزهاى آسمان ها و زمين بگذريد، پس بگذريد؛ ولى هرگز نمى توانيد، مگر با سلطاني (با ابزاري كه به شما سلطه لازم را بدهد (33) پس كدامين نعمت هاى پروردگارتان را انكار مى كنيد؟! (34) شعله هايى از آتش بى دود، و دودهايى متراكم بر شما فرستاده مى شود؛ و نمى توانيد از كسى يارى بطلبيد» ( سوره الرحمن)

نظر علّامه طباطبایی در المیزان:

منظور از آسمان که جایگاه فرشتگان است ، یک عالم ملکوتى و ماوراء طبیعى است ، که از این جهان محسوس ، برتر و بالاتر است ، و منظور از نزدیک شدن شیاطین به این آسمان براى استراق سمع و پرتاب کردن شهب به آنها آنست که آنها مى خواهند به جهان فرشتگان نزدیک شوند تا از اسرار خلقت و حوادث آینده آگاهى یابند، ولى آنها شیاطین را با انوار معنوى ملکوتى که تاب تحمل آن را ندارند مى رانند.

نظر آیت الله مکارم در تفسیر نمونه :

به نظر مى رسد که منظور از آسمان آسمان حق و حقیقت است ، و شیاطین همان وسوسه گران هستند که مى کوشند به این آسمان راه یابند و استراق سمع کنند و به اغواى مردم بپردازند، اما ستارگان و شهب یعنى رهبران الهى و دانشمندان با امواج نیرومند قلمشان آنها را به عقب مى رانند و طرد مى کنند.

نظر سید قطب:

سید قطب مى نویسد: شیطان چیست ؟ و چگونه مى خواهد استراق سمع کند؟ و چه چیز را استراق مى کند؟ همه اینها از غیب هاى الهى است که از خلال نصوص نمى توان به آن دست یافت ، و پرداختن به آن نتیجه اى ندارد.

نظرات علمی:

دانشمندان مى گویند احتمال قوى دارد که در کرات دور دست آسمانى موجودات زنده فراوانى هستند که از نظر تمدن از ما بسیار پیشرفته ترند و به همین دلیل مى خواهند اخبارشان را در جهان پخش کنند و در آن اخبار مسائلى است که براى ما تازگى دارد، موجوداتى که آنها را جن مى نامیم مى کوشند، از این امواج استفاده کنند، ولى اشعه نیرومندى آنها را به دور مى راند.

دکتر عبدالعلی بازرگان هم گفته منظور از ممانعت جنیان از ورود به آسمان، ممانعت از تابش اشعه های مضر به حال حیات توسط لایه ازن است.

نظر اخیر:

خداوند در اینجا به فرهنگ و علم و اعتقادات جاری زمان نزول استناد کرده تا مردم را به توحید و ربوبیت خود دلالت کند. در واقع این آيات برای رد اعتقاد جمعي از مشركان آمده كه شياطين و اجنّه را مطّلع از غيب مي‌دانستند و به همین دلیل معبود خويش قرار مي‌دادند. ( نگا : جنّ‌ / 6 ) .‏

جنیان در آیات سور احقاف و جن به نبوت و توحید اذعان می کنند تا سرمشقی برای مشرکان باشند.‏

افکار و اعتقادات مربوطه امروزه منسوخند همانطور که اعتقاد به هفت آسمان و فلک بطلمیوسی منسوخ است. اما آن چه برای خدا و قرآن مهم است نه اعتقادات و فرهنگ عصری، که دلالت مردم بر همان بستر فرهنگی و عرفی به سوی توحید است. روشن است که ذهنیت مردم نسبت به بارگاه الهی و مدافعان حریم آن، ذهنیتی اسطوره ای و بر اساس شبیه سازی با گفتمان سلطانی و درباری بوده است. لذا بدون مناقشه در باورهای علمی مردم ، آنان را به پرستش خدایشان هدایت می کند. در واقع خدا به زبان مردم و به زبان متافیزیک خودشان به آن ها می گوید این جنیان با این همه قدرت و عظمت، به حقانیت خدا ایمان آوردند. شما چرا نمی آورید؟

نتیجه:

سید قطب اساسا صورت مسئله را نادیده می گیرد و بدان ورود نمی کند. علامه و مکارم نیز دچار تاویل بی قرینه از نص می شوند و اصلا بدین نمی پردازند که اگر موضوع آگاهی است، منع جن و انس از آن چه وجهی و چه مفهومی دارد و از آن مهمتر چرا خداوند باید سخنی بدین سادگی را بپیچاند و نامفهوم نماید و در زرورق تاویل و تشبیه پنهان کند. نظر علمی و دکتر بازرگان هم مشتمل بر تئاویل دور و دراز و بلا دلیل است.

اما نظر اخیر با متافیزیکی حداقلی، توضیح می دهد مسئلة محوری دعوت به توحید با زبان مردم و بر بستر اعتقادات جاری در زمان انان بوده است.