حرفی از ان هزاران.....
آیه هفته:
چرا کردارتان با گفتارتان یکی نیست؟
سوره صف آيه 2: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ : اى كسانى كه ايمان آوردهايد، چرا چيزى مىگوييد كه انجام نمىدهيد؟
کلام هفته:
اگر آدمی را شادیی در دل میآید جزای آن است که کسی را شاد کرده است، و اگر غمگین میشود کسی را غمگین کرده است. فیه ما فیه مولانا
شعر هفته:
چو نیکو منش باشی و بردبار
نگردی به چشم خردمند خوار
از آن پاک دین تر کس را مجوی
که خوانند خلقش پاکیزه خوی فردوسی
داستانک:
مولانا و مردِ حلوائی:
میگویند مولانا در آغاز کار مردی فقیه و مدرّس بود، طلّاب قونیه در مجلس درس او حاضر میشدند و به کسب علم و دانش میپرداختند. یک روز مردی حلوائی که طبقی حلوا بر سر داشت وارد مدرسه شد، او حلوا را به قطعاتی بریده بود و هر قطعه را به یک فلس میفروخت. شیخ گفت طبق پیش آر، حلوائی پارهای حلوا برداشت و به شیخ داد. شیخ آن را گرفت و خورد. حلوائی از مدرسه بیرون رفت و کسی دیگر را از آن حلوا نداد. شیخ نیز مجلس درس را ترک گفت و به دنبال او بیرون رفت. طلاب هر چه منتظر شدند خبری از مراجعت او نیافتند و هر چه جُستند به جایگاه شیخ راه نبردند. پس از چند سالی مولانا مراجعت کرد، لیکن این بار وی آن مرد فقیه نخستین نبود و جز به اشعار فارسی مبهم و نامفهوم زبان نمیگشاد، طلاب به دنبال او راه میرفتند و اشعار او را مینوشتند. این اشعار در مجموعهای گرد آمده که «مثنوی» نامیده میشود. مردم این نواحی «مثنوی» را حرمت فراوان مینهند و آن را به عنوان سخنان مولانا تدریس میکنند و شبهای جمعه در خانقاهها میخوانند.
سفرنامه ابن بطوطه، ترجمه محمدعلی موحد
طنز هفته:
کارت شارژ گرفتم دادم ب بابام , میگم: بخون رمزشو من بزنم. برداشته میگه :هیفده تیلیارد و نهصد و نود و سه میلیارد و…..