نیچه و نازیسم

محمدامین مروتی

بسیاری از فلاسفه من جمله برتراندراسل در "تاریخ فلسفة غرب"، نیچه را به تئوری پردازی و زمینه سازی برای اندیشه های نازیستی متهم می سازند. همسویی خواهر نیچه با هیتلر نیز مُقوّم و موید موضع گیری است.

تحقیر سرمایه داری و تعریف از نظام اشرافی و نوعی آریستوکراسی شوالیه ها، در کلام نیچه موج می زند. تحقیر سوسیالیسم هم به دلیل برابر نهادن مردم عادی با انسان های برتر هم جنبة دیگری از فلسفه سیاسی نیچه است.

او مدرنیسم را به سبب حاکم ساختن نظام ارزشی پول محور تقبیح می کند و آرزوی بازگشت به دنیای اشرافیت و شمشیر و جنگ شوالیه ها را در سر می پرورد.

در عین حال به نظر می رسد سویه های دیگری از روشن بینی در فلسفة نیچه وجود دارد که با این رهیافت ها سازگار نیست. آنجا که نیچه به خودشناسی و روانشناسی انسان می پردازد و از عشق و ابرمن سخن می گوید، موجود دیگری است. باید گفت رویکرد سیاسی نیچه، عارض بر فلسفة اصلی اوست و ربط وثیقی با نوع نگاه او ندارد.

به نظر می آید نسبت نیچه با هیتلر، قابل مقایسه با نسبت مارکس با لنین باشد. همان فاصله در هر دو مورد وجود ندارد. مارکس در اواخر عمر به دلیل دگم کردن آموزه هایش گفته بود من مارکسیست نیستم. اگر می دید لنین و استالین چه بر سر آموزه هایش آوردند، به طریق اولی از مارکسیسم تبری می جست. فکر می کنم ارتباز نیچه با هیتلر نیز در همین حد باشد.