دینداری در جهان امروز
دینداری در جهان امروز
محمدامین مروتی
روزگاری فلسفه، جامع علوم بود. حکیم و فیلسوف به کسی می گفتند که هم طب بداند هم موسیقی و ریاضی و هم نجوم و فلک شناسی و الهیات. ابن سینا و خیام و ابوریحان همه چیز دان بودند. ارسطو و افلاطون در باب همه چیز از زیست شناسی و فیزیک تا نجوم و الهیات اظهار نظر می کردند و الحق پایة نخستین همه علوم با همین اظهار نظرها شروع شد.
با پیشرفت علوم و پیچیده شدن ارتباطات انسانی مسئلة تخصص پیش آمد. متخصص کسی است که چیزهای بیشتری راجع به چیزهای کمتری بداند.
خلاصه عالم، جامع علم دینی و دنیوی بود. در میان این علما کسانی به محدود شدن گسترة دانش خود رضایت می دادند و کار هر علمی را به متخصص و خبرة آن وامی گذاشتند و کسانی هم بودند که رضایت نمی دادند.
علوم دینی نیز از این روند تخصصی شدن متاثر بودند. تقسیم علمای دینی به فیلسوف و متکلم و محدث و مفسر و عارف و فقیه و اصولی مدت ها پس از از صدر اسلام رخ داد.
رفته رفته علوم غیرمرتبط مانند فیزیک و نجوم و طب و فلسفه و زیست شناسی از پیکرة علم مشترک جدا شدند. امروز این جدایی به حوزة سیاست، جامعه شناسی و روانشناسی رسیده است. در جوامع پیچیدة امروزی، وضع احکام و قوانینِ مفید و کارآمد ، بدون مشورت و کارشناسی فشرده یا اصحاب علوم انسانی امکان پذیر نیست.
محل نزاع دیرینة سنت و مدرنیته هم به این نقطه رسیده که آیا علم دینی جنبة حداکثری دارد یا حداقلی؟ دین برای حل مسائل همه علوم اعم از ریاضی، تجربی و انسانی آمده یا برای تتمیم مکارم اخلاقی؟
دعوای سنت و مدرنیته بر سر همین نکته است که علوم تخصصی شده اند یا نه؟ از هم جدا شده اند یا هنوز عالمان دینی متولی همة احکام هستند؟
دین حداقلی چیست؟
دینی رقیق و کم ادعاست که اولا عقل ستیز نیست و ثانیا معطوف به رابطة انسان با امر قدسی و عالم معناست و ثالثا کلید گشایش همه مشکلات و پرسش های علمی را در جیب خود ندارد.
مناسبات علم و دین
با وجود تئوری داروینی تکامل یا تئوری نجومی کوپرنیک و گالیله و سایر تئوری های علمی جدید:
اولا دیگر به نحو گذشته نمی توان دین ورزید. یعنی بخشی از نگاه دینی ما باید متحول شود.
ثانیا و در عین حال دین ورزی برنمی افتد. چون هنوز کارکردهای مفید خودش را دارد. دینداری پوسته می اندازد و از قشر و ظاهر به لبّ و باطن مایل می شود.
با استفاده از سخنرانی های دکتر سروش در باب امکان دینداری در دنیای امروز