فلسفه دین و نبوت در قرآن

محمدامین مروتی

از کنار نهادن آيه  48 سوره مائده و آیه 213 سوره بقره، تصویر واضحی از فلسفه دین و نبوت از منظر اسلام و قرآن به دست می آید که بسیار راهگشا و روشنگر و موجب فصل خصومات مهمی است.

این دو آیه به ما می گویند:

1. مردم قبل از آمدن پیامبران و شرایع، امت واحده بوده اند و بر سر دین با هم نزاعی نداشتند.( کَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللّهُ النَّبِیِّینَ) امت واحده به جهت اعتقادی است وگرنه منازعات معیشتی و اجتماعی همیشه بین مردمان بوده است.

2. دین پیامبران یکی  بود ولی به اقتضای زمان و مکان و به خواست خدا شرایعشان متفاوت بود ( لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجاً ) چرا که خدا نمی خواهد همه یک دین داشته باشند (وَلَوْ شَاء اللّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً ) و تفاوت های بین ادیان را به رسمیت می شناسد تا مردمان را ( به اختیار و آگاهی) امتحان کند (وَلَكِن لِّيَبْلُوَكُمْ فِي مَا آتَاكُم )که آیا به گوهر واحد ادیان -یعنی احسان و نیکوکاری - می پردازند (َفاسْتَبِقُوا الخَيْرَاتِ) و در صلح با هم به سر می برند یا بر سر شرایع به جان هم می افتند؟

3. منشاء اختلافات، صورت گرایی و بغی بود.( وَمَا اخْتَلَفَ فِیهِ إِلاَّ الَّذِینَ أُوتُوهُ مِن بَعْدِ مَا جَاءتْهُمُ الْبَیِّنَاتُ بَغْیاً )آنان توجه نکردند که گوهر کتب پیامبران تمام ادیان سبقت جویی در امر خیر است (َفاسْتَبِقُوا الخَيْرَاتِ) و کتب الهی نسبت به هم، مصدق و مهیمن اند.( مُصَدِّقاً لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِناً عَلَيْهِ) هر پیامبر جدید برای احیای تعالیم وحدتبخش و گوهرین پیامبر قبلی و رفع اختلافات مومنین به ادیان مختلف می آمد.

4. دلیل دیگر منازعات این بود که متولیان ادیان می خواستند به جای خدا بنشینند و حکم آخرت را در دنیا اجرا کنند.( إِلَى الله مَرْجِعُكُمْ جَمِيعاً فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ)

 

آیه 213 سوره بقره،  از این نظر بسیار مهم است که اولا نحوه ایجاد اختلافات دینی را در طول تاریخ توضیح می دهد و ثانیا فلسفه بعثت را بیان می کند و ثالثا امر حل اختلاف را به خدا ارجاع می دهد نه مدعیان ادیان مختلف:

آیه  213: کَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللّهُ النَّبِیِّینَ مُبَشِّرِینَ وَمُنذِرِینَ وَأَنزَلَ مَعَهُمُ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ لِیَحْکُمَ بَیْنَ النَّاسِ فِیمَا اخْتَلَفُواْ فِیهِ وَمَا اخْتَلَفَ فِیهِ إِلاَّ الَّذِینَ أُوتُوهُ مِن بَعْدِ مَا جَاءتْهُمُ الْبَیِّنَاتُ بَغْیاً بَیْنَهُمْ فَهَدَى اللّهُ الَّذِینَ آمَنُواْ لِمَا اخْتَلَفُواْ فِیهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ وَاللّهُ یَهْدِی مَن یَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ ‏: مردم (از منظر فطرت) يك امّت بودند (ولی به تدریج دچار اختلاف شدند)، پس خدا پيامبران بشارت‌دهنده و ترساننده را بفرستاد، و بر آنها كتاب بر حق نازل كرد تا آن كتاب در آنچه مردم اختلاف دارند ميانشان حكم كند، ولى جز كسانى كه كتاب به آنها داده شده و حجّتها آشكار گشته بود از روى حسدى كه نسبت به هم مى ورزيدند در آن اختلاف نكردند.(که اغلب متولیان ادیان مختلفند) و خدا مؤمنان را به اراده خود در آن حقيقتى كه اختلاف مى‌كردند راه می نماید، كه خدا هر كس را كه بخواهد به راه راست هدايت مى‌كند.

‏توضیحات : ‏

‏« اُمَّةً » : ملّت . دسته . « بَعَثَ » : برانگیخت . فرستاد . « وَ مَا اخْتَلَفَ فِیهِ » : و حال آن که درباره آن کتاب ، یا درباره آن حق اختلاف پیدا نکردند ، مگر . . . « بَغْیاً » : از روی ستم . از حسادت . مفعولٌ‌له است . « بِإِذْنِهِ » : به فرمان او . به توفیق و مرحمت او . معنی دیگر آیه : مردمان جملگی بر سرشت واحدی بودند ، و این سرشت ، استعداد هدایت و ضلالت را داشت . بر برخی از آنان ، اسباب هدایت چیره گشت ، و بر برخی دیگر ضلالت غالب آمد . به همین علّت انسانها اختلاف پیدا کردند و خداوند آنان را دریافت و پیغمبرانی را به عنوان هادی و مژده‌رسان و بیم‌دهنده ایشان به سویشان روانه کرد ، و به همراهشان کتابهای مشتمل بر حق فرستاد ، تا این کتابها میان مردمان حَکَم و داور گردند و کشمکش با رجوع بدانها از میان برخیزد . ولیکن تنها آنان که از هدایت پیغمبران سود بردند ایمان آوردند ، آن کسانی که خداوند به هنگام اختلاف ، به سوی حق رهنمودشان کرد . و این خدا است که طرفداران حق را - اگر مخلص باشند - موفّق می‌گرداند ( نگا : تفسیرالمنتخب ) .‏

 

آیه بعدی به نتیجه گیری می پردازد و می فرماید قرآن هم تصدیق کننده و نگهبان کتب پیش از خود است و ثانیا برای هر امتی شریعتی جداگانه هست که باید وفق آن عمل کند. ثالثا خدا نمی خواهد همه یک دین داشته باشند و تفاوت های بین ادیان را به رسمیت می شناسد و رابعا معیار رستگاری و قبولی در آزمایش الهی، نه تاکید بر اختلافات، بلکه سبقت گرفتن در کارهای نیک و خیر است و در باره ی اختلافات خدا در قیامت بینمان قضاوت می کند.

سوره مائدة آيه  48: ‏ وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِناً عَلَيْهِ فَاحْكُم بَيْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللّهُ وَلاَ تَتَّبِعْ أَهْوَاءهُمْ عَمَّا جَاءكَ مِنَ الْحَقِّ لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجاً وَلَوْ شَاء اللّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَكِن لِّيَبْلُوَكُمْ فِي مَا آتَاكُم فَاسْتَبِقُوا الخَيْرَاتِ إِلَى الله مَرْجِعُكُمْ جَمِيعاً فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ :‏ و ما اين كتاب [=قرآن] را به حق به سوى تو فرو فرستاديم در حالى كه تصديق‏كننده كتابهاى پيشين و حافظ و نگهبان بر آنهاست پس ميان آنان بر وفق آنچه خدا نازل كرده حكم كن و از هواهايشان [با دور شدن] از حقى كه به سوى تو آمده پيروى مكن براى هر يك از شما [امتها] شريعت و راهی قرار داده‏ايم و اگر خدا مى‏خواست‏شما را يك امت قرار مى‏داد ولى [خواست] تا شما را در آنچه به شما داده است بيازمايد پس در كارهاى نيك بر يكديگر سبقت گيريد بازگشت [همه] شما به سوى خداست آنگاه در باره آنچه در آن اختلاف مى‏كرديد آگاهتان خواهد كرد.

‏توضيحات : ‏

‏« مُهَيْمِناً » : حافظ و نگهبان . گواه و ديدبان . « شِرْعَةً » : شريعت . راه و روشي كه خداوند براي ملّتي معيّن فرموده است . « مِنْهَاجاً» : برنامه . راه و روش .