هنر از منظر سنت گرایی

محمدامین مروتی

آناندانا کوماراسوامي اهل هند بود . پس از آشنايي با آثار «رنه گنون»، تحت تأثير انديشه سنّت‏گرايي قرارگرفته و مبانی این اندیشه را در هنرهای تجسمی دنبال کرد.

مطالعة اندیشه های کوماراسوامي مرا به شدت به یاد دیدگاه های دکتر حسین الهی قمشه ای می اندازد که همه هنرها را ذیل امر قدسی و ذکر و یادآوری خداوند تعریف می کند و جانی را که با امر قدسی نیامیخته باشد، هنرمند تلقی نمی کند. قمشه ای جایی گفته بود با دیدن تاج محل حس وحدت به انسان دست می دهد ولی با دین آثار معماری گوتیک اروپایی، به انسان حس تکثر و پراکندگی دست می دهد.

بنيادي ترين مفهوم زيباشناسانه در ديدگاه کوماراسوامي ، صورت مثالي يا حقيقت قدسي اثر هنري است که هنرمند پس از رسیدن بدان می تواند هنر آفرینی کند. بنابراين در نظرگاه کوماراسوامي، ابتدا بايد دريافت دروني هنرمند از آن حقيقت عِلوي اتّفاق افتد.

کوماراسوامي مي گويد: "گاهي هنرمند چنان انگاشته مي شود که گويي به ملکوت رفته و در آنجا صورت هايي از فرشتگان يا آثار معماري ديده است تا بر روي زمين، آنها را از نو پديد آورد.....نقّاشان قديم، صورتي مثالي را نقّاشي مي کردند، نه فقط ظاهر را....هنر سنّتي، تقليدي است از يک امر نامرئي و ناديدني، به گونه ای که ياد آن صورت نوعيِ ازلي را در ما زنده کند."

نمادپردازي بخشی از هنر سنّتي است.

"زيبايي مي بايست با «معرفت» و «نيکي» مرتبط باشد و دقيقاً همين ارتباط و اتّصال است که به آن جذّابيت مي بخشد. به خاطر زيبايي است که ما به سوي يک اثر جذب مي شويم. پس زيبايي وسيله اي است براي هدايت ما به يک غايت؛ نه اينکه خود زيبايي، غايت هنر باشد....اثر هنري نوعي ذکر(يادآوري) است؛ زيبايي اش فراخواني است به سوي رأي و انديشه اي که بايد آن را فهميد، نه آنکه تنها از آن لذّت برد.....خلاصه اکثر کارهاي هنري در مورد "خداوند" است..."

منبع:

زيبايي شناسي هنر سنّتي از ديدگاه آناندا کوماراسوامي. مهدي همازاده ابيانه. اطلاعات حکمت و معرفت شماره 111 . تیر 94