پولس رسول
پولس رسول
پولُس (عبری: شائول طرسوسی) بنیانگذار الهیات مسیحی بود؛ برخلاف حواریون، پولس هرگز با عیسی دیدار مستقیم نداشتهاست؛ با این حال این پولس بود که مسیحیت را همچون دینی جداگانه از یهودیت جدا ساخت.
ایمان آوردن به مسیح:
پولس در حدود سال دهم میلادی، در خانوادهای یهودی فریسی زاده شد. وی پس از کارمندی روم نام یونانی پولس (که به معنی کوچک است) را به جای نام عبری شائول برگزید. او نخست به نام آئین یهود به مبارزه شدید با مسیحیت پرداخت و در اورشلیم بسیاری از مسیحیان را کشت.
بنا به روایت خود او در «انجیل» در یکی از سفرهایی وی در حدود سال ۳۱–۳۶ بعد از میلاد، در مسیر جاده دمشق، شبانگاه شخص «عیسای مسیح» بر وی ظاهر شد. «مسیح» او را به نام عبری اش خطاب نمود و این جمله را به وی گفت: «شائول، شائول، چرا مرا آزار میرسانی؟» در ادامه «مسیح» شخصاً به او مأموریت داد تا سفیر خداوند برای غیر یهودیان باشد. «مسیح» همچنان به او گفت که بینایی اش را از دست خواهد داد و به او شخصی در مقصد راهش - دمشق - معرفی نمود تا به نزدش برود. پولس، شگفتزده از این اتفاق فرا طبیعی و در نابینایی کامل به آن شهر و ملاقات آن شخص - مردی به نام «حنانیا» - میرود و سپس بینایی اش را بازمییابد.
بدین ترتیب، پولس آئین یهود را کنار گذاشت و به مسیحیت گروید.
نخستین و مهمترین جدایی در تاریخ مسیحیت، همان جدایی پولس و پطرس بر سر اصول عقاید مسیحی است. قرنها بعد کنستانتین امپراتور روم، مسیحیت معتقد به عقاید پولس را به عنوان دین رسمی روم اعلام نمود.
اختلاف با پطرس:
وی در اولینقدم برای ازمیانبرداشتن حواریون و جلوگیری از مخالفتهای حواریون، مأموریت ایشان را بهتبلیغ در میان یهودیان محدود کرد؛ لذا از پطرس(که جانشین رسمی عیسی بود) خواست که فقط بشارت بر یهودیان را بر عهده گیرد و بشارت بر امتها را بهوی بسپارد.
اختلاف میان پولس و پطرس، تا آنجا گسترده بود که کلیسای رم در سال ۹۵م مجبور به مداخله، جهت پایانبخشیدن به اختلافات این دو جناح شد.
در کلیسای اورشلیم پولس با پطرس و یوحنا و یعقوب حواری مشاجره کرد و آنها به حمایت و تأیید عقاید او برخاستند مشروط بر اینکه دایرۀ تبلیغ وی محدود به امم غیر مختون باشد و دیگر رسولان به نشر دعوت از قوم مختون(یهود) بپردازند. این توافق که در اورشلیم بهعمل آمد، در واقع برای پولس، موفقیتی بزرگ بود؛ زیرا بدین وسیله کلیسا تصویب میکرد که ازآنپس رعایت شریعت آیین یهود برای پیروان عیسی واجب نیست.
او معتقد بود که جنتیلهایی که عیسی را قبول میکنند احتیاجی به تبعیت از قوانین یهودی ندارند و نیازی به ختنه شدن و تبعیت از قوانین مواد غذایی (کوشر) ندارند.
بیشتر قسمتهای عهد جدید توسط او نوشته شده است. رساله رومیان، اول قرنتیان، دوم قرنتیان، گالاتیان (غلاطیان)، فیلیپیان، اول تسالونیکیان و فیلمون به طور قطع نوشته او هستند. در مورد چهار بخش دیگر بیشتر محققان معتقدند نوشته او نیست که این قسمتها عبارتند از: اول تیموتائوس، دوم تیموتائوس، تیتوس و عبرانیان. در مورد سه رساله افسسیان، کولوسیان و دوم تسالونیکیان بین محققان اختلاف نظر وجود دارد.
منتقدان پولس و بعضی مسیحیان مانند لئو تولستوی معتقد بودند که پولس تعلیمات عیسی را تحریف کرد. به عقیده تولستوی پولس در انحراف مسیحیت اولیه از مسیر عیسی نقش اصلی را داشت.
سرانجام در زمانِ حکومت نرون به فرمانِ وی سرش را از تن جدا کردند. در سالِ کشته شدنِ پولس در منابع مختلف اجماع وجود ندارد، چنانکه تعدادی سال ۶۰ و بعضی ۶۴ و برخی نیز ۶۷ میلادی را مطرح کردهاند.
عقاید پولس :
پولس چندین ایده اصلی را وارد مسیحیت کرد که عبارتند از:
الوهیت عیسی و تثلیث.
گناه اصلی و قربانی شدن عیسی به عنوان کفاره گناهان مردم و تبدیل شدن نان و شراب به بدن و خون عیسی.
وابسته کردن رستگاری به باور به عیسی و نه عمل به قوانین تورات.
ایجاد سلسله مراتب در کلیسا تا کنترل کلیسا را در دست گرفته و کنترل باور مردم را در اختیار داشته باشد.
مهمترین اختلاف وی با حواریان، لزوم عمل به احکام شریعت مخصوصاً مسئله ختنه تازه مسیحیان بود. وی عمل به شریعت را لازم نمیدانست.
همچون رومیان برای خدا، پدر و فرزند درست کرد و معتقد به سهخدایی شد، لکن بهجای خدایان آنها (یعنی أوزیرُس و پدر و فرزندش)، عیسی را گذاشت که خدای فرزند بود و خدای آسمان که خدای پدر است و سومی آن روحالقدُس است.
وی برای نخستین بار قائل به تجسم شد درحالیکه هیچیک از کتابهای عهد عتیق و در هیچیک از کلماتی که از مسیح نقل شده است، به مسألۀ تجسد اشاره نشده است؛ اما پولس بهروشنی بیان کرد که مسیح، همان خدای پسر است که لباس جسم را پوشید.
یکی از تأثیرات مهم پولس بر الاهیات مسیحی، آن است که او تلاش کرد ایمان را از اموری مانند عقل و معرفت جدا کند -همانطور که عمل را در ایمان بیاثر میدانست-، به همین جهت عنصر آگاهی، اندیشه وتدبیربشری را بی ارزش می دانست و دانشمندان را تحقیرمی کرد و فلسفه و فیلسوفان را دزد ایمان میخواند.(اول قرنتیان، ۱: ۱۹-۲۱ و کولسیان، ۲: ۸)
یکی از مسألهسازترین اندیشههای الاهیات پولس، جبر است. او حتی ایمانآورن را نیز از حیطۀ اختیار انسان بیرون میدانست.
او پادشاهان را نمایندگان خداوند بلکه صاحبان روی زمین میدانست و معتقد بود، سلسله مراتب را خداوند ترتیب داده و هرکس قدرت مقابله کند، با تقدیر خداوند مقابله کرده است.( رومیان، ۱:۱۳؛ تیطس، ۱:۳) او میگفت:
حاکم، خادم خداست که شمشیر را بیهوده بر نمیدارد، پس باید مطیع حاکمان بود.( رومیان، ۱۳: ۱؛ تیطس، ۳: ۱)
گناه اصلی یا اولیه یعنی آدم در بهشت، از خوردن میوه درخت ممنوعه؛ اما مار او را فریب داد و آدم از آن درخت استفاده کرد و بدینسان آدم که سمبل انسانها بود گناه کرد، خدا بر انسانها غضب کرد و همۀ مردم بهخاطر گناه آدم، ذاتاً گناه کارند(رومیان، ۵: ۱۹) و مجازات گناه، یعنی مرگ، بر تمام کسانی که خودشان شخصاً و عمداً گناه نکردهاند نیز جاری میشود؛( همان ۵: ۱۲-۱۴) لذا در نوشتههای خود آورده است که عیسی آمد تا با قربانیکردن خود، گناه را بردارد.( عبرانیان ۹/۲۶)
از کلمات پولس معلوم می شود که مجرد می زیسته است. در توجیه این امر به زنان و مجردان گفته است:
« لکن به مجردین و بیوه زنان می گویم که ایشان را نیکو است که مثل من بمانند لکن اگر پرهیز ندارند نکاح بکنند زیرا که نکاح از آتش هوس بهتر است.»( اول قرنتیان 6:7)
هشدار عیسی به پیدایش انبیاء دروغین:
نهتنها برهانی وجود ندارد که عیسی(ع) شخص پولس را بهعنوان رسول خود انتخاب کرده باشد، بلکه طبق انجیل متی، آن حضرت وقتی از حوادث آینده خبر میداد، شاگردان خود را تحذیر فرمود که کسانی پیدا خواهند شد که او را ماشیح(پیامبر خاتم) خواهند خواند و مردم را گمراه خواهند کرد و چون به کوه زیتون نشسته بود، شاگردانش در خلوت نزدش آمده گفتند: به ما بگو که این امور چه زمانی واقع میشود و نشانِ آمدن تو و انقضای عالم چیست؟ عیسی در جواب ایشان گفت: زنهار کسی شما را گمراه نکند! ازآنرو که بسا به نام من آمده، خواهند گفت که، من مسیح هستم و بسیاری را گمراه خواهند کرد.( متی، باب۲۴، آیات ۳-۵)
دیدگاه مسلمین به پولس:
در کتب اهلسنت احادیثی نقل شده که در آنها ذکر شده جباران و متکبران را در روز قیامت، در زندانی از جهنم بهنام پولس میاندازند، که رنجآورترین مکان جهنم است.( مسند احمدبنحنبل، ج ۱۱، ص ۲۶۰؛ مصنف ابن ابی شیبه، ج۵، ص۳۲۹؛ مسند حمیدی، ج۱، ص۵۰۸؛ سنن ترمذی، ج۴، ص۲۳۶؛ سنن کبری، نسائی، ج ۱۰، ص ص ۳۹۸؛ الترغیب و الترهیب، منذری، ج۳، ص۳۵۶؛ فتح الباری، ج۱۱، ص۴۲۳؛ الزهد و الرقائق، ابنمبارک، ج۲، ص۵۲؛ الادب المفرد بالتعلیقات، ج۱، ص۲۸۷؛ تفسیر ابنابیحاتم، ج۱۱، ص۵۸.) علمای حدیثی اهلسنت مانند ترمذی این حدیث را حَسَن و صحیح دانستهاند.
امام موسیبنجعفر(ع) در ضمن روایتی طولانی، سرزمینی را در جهنم معرفی میکنند که اختصاص به بدعتگذاران و گمراهان دارد. در این سرزمین، پنج نفر از امم گذشته، از جمله پولس، قرار دارند.( مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۸، ص۳۱۱، ح ۷۷ و نیز: ج۱۲، ص۳۷، ح۲۰)
منبع: ویکی پدیا