نسبت ما با غرب در آراء متفکران ایرانی
نسبت ما با غرب در آراء متفکران ایرانی
محمدامین مروتی
آرامش دوستدار مشکل عدم گذار به مدرنیته را تصلب و انسداد سنت ایرانی می داند و راه حل را در گسستن عملی از سنت می داند که ظاهرا عبارت اُخرای کلام معروف تقی زاده به نظر می رسد. یعنی فرنگی شدن از سر تا پا.
در مقابل، آل احمد و فردید راه حل را در نفی کامل تمدن غربی می دیدند.
سید فخرالدین شادمان، مولف کتاب«تسخیر تمدن فرنگی» در سال 1326 و پیش از آل احمد در نقد غربزدگی نوشت. تفاوت او با جلال این بود که شادمان در عین نقد غربزدگی، تحجر را هم نقد می کرد و مهمتر از آن غرب ستیز نبود. بلکه می گفت ما به جای تقلید از ظواهر غرب، باید تمدن فرنگی را بومی کنیم و به تسخیر خود در آوریم. او از موضعی ناسیونالیستی معتقد بود باید عاقلانه تمدن غربی را ایرانیزه کنیم. مهمترین حربه مان هم باید تکیه به زبان فارسی باشد.
روشنفکران دینی از سیدجمال تا شریعتی و به طریق اولی سروش و نسل جدید روشنفکران دینی بر گزینش آگاهانة فرهنگ غربی تاکید دارند. سروش در این ماجرا در دهه شصت با دکتر رضا داوری در باب ماهیت تمدن غرب درگیر مباحثاتی در کیهان فرهنگی شد. داوری که از شاگردان فردید هم بود، کل غرب را دارای ذات و ماهیتی یکپارچه می دانست و سروش قائل به چنین ماهیت و ذاتی نبود.
مرتضی مردیها از در دیگری وارد شد. او معتقد بود فرهنگ غربی به نوعی سرنوشت جهانی همه ملل است و ملت ها دیر یا زود به کلیت آن ورود می کنند و البته این منافی با حفظ پاره ای خرده فرهنگ های بومی نیست. اما فرهنگ غربی علیرغم اسم غلط اندازش فقط غربی نیست و دستاوردی بشری است که ابتدا در غرب ظهور یافته است و سایر ملت ها نیز رو بدان سوی دارند.
شایگان نیز معتقد است علت عقب ماندگی ما این است که زمانی که غرب در شکوفایی علمی و فرهنگی بود ما به خواب و به اصطلاح خود به "تعطیلات تاریخی" رفتیم.
در این میان سیدجواد طباطبایی معتقد است کالایی به کلی متفاوت از همه عرضه کرده است. او خود را به شیوه شمس، "گنگ خوابدیده و عالم را همه کر" می داند. دغدغه نخستین و اصلی او نیز مانند دیگران، گذار به مدرنیته است ولی معتقد است ایرانیان فرهنگ خود و چیزی به نام سنت ایرانشهری دارند که باید از دل همین سنت، بنای مدرنیسم خود را بگذارند. شرط اول قدم هم تبدیل این سنت به حقوق و نهادهای حقوقی است. جالب است که آرای طباطبایی و داوری شباهت هایی به هم پیدا کرده است. داوری هم بر سنت سرشار از راز و رمز خودی پای می فشارد. پاره ای از روشنفکران دینی مانند داود فیرحی و کدیور نیز بر استخراج مبانی مدرنیته از دل سنت و به خصوص سنت دینی پای می فشارند و بر شیوه عمل مجتهدانی چون آخوندخراسانی و نایینی تاکید می کنند. نزدیکی فیرحی و داوری و طباطبایی در نشست ها و سمینارهای چند سال اخیر، حاکی از همدلی نسبی ایشان در پاره ای مواضع است.