ملت چیست؟

 

محمدامین مروتی

برای تعریف ملت پیش از هر چیز باید ملت را در مقابل غیر آن تعریف کنیم و بگوییم ملت چه نیست. ملت در مقابل "رعیت"تعریف می شود. رعایا در تعیین سرنوشت حکومت جامعه، حقی ندارند. ملت کسانی هستند که کمابیش صاحب چنین حق هستند.

"احساس تعلق" نقش اساسی در ایجاد حس وحدت و به تبع آن ایجاد مفهوم ملت دارد.

مبنای "احساس تعلق" رعیت با کشورش تاریخ و جغرافیا (خون و خاک) و حکومت واحد است. در این جامعه، هر چه اشتراکات خونی و جغرافیایی بیشتر باشد، حس تعلق بیشتر است.

مبنای احساس تعلق ملت با کشورش داشتن علائق و منافع مشترک با بقیة اعضای آن جامعه است. هرچه مشارکت و سهم اعضا در تمشیت و مدیریت کشود بیشتر باشد، این احساس تعلق بیشتر است. لذا مفهوم "حاکمیت ملی" و حق تعیین سرنوشت و مشارکت در تصمیم گیری ها در مفهوم ملت مندرج است.

"دولت" هم در مقابل "حکومت" تعریف می شود. دولت از اعضای جامعه و سلائق و علائق و منافع آن ها نمایندگی می کند ولی حکومت نمایندة سلائق و علائق و منافع حاکم و حکمران است.

پس مفهوم "دولت- ملت" هم یعنی دولتی که با نظر ملت و به روشی دموکراتیک تمشیت و اداره می شود.

حالا می رسیم به معنای ایجابی ملت:

ملت به معنای دقیق و امروزی کلمه مجموعة کسانی هستند که به دلیل مشترکات خاکی و علائق مشترک فرهنگی، تحت قوانینی که به نحوی دموکراتیک ایجاد شده اند، دولتی را برای اجرای این قوانین در روندی انتخاب می کنند.

این تعریف تبصره هایی هم دارد:

- در گذشته وجود علائق تاریخی و جغرافیایی مشترک برای ایجاد ملت کفایت می کرد.  مفهوم هم نژادی و هم خونی در گرایش های ناسیونالیستی قرن 19 و 20 بسیار مهم بود که به بیگانه ستیزی تا حد نژادپرستی منجر می شد. امروز ناسیونالیسم مبتنی بر نژاد و زبان، جایش را به ملی گرایی مبتنی بر حقوق و اقتصاد داده است. ناسیونالیسم متقدم بر عنصر "استقلال سیاسی" از بیگانگان و اقتصاد دولتی و سوسیالیستی و بسیج عاطفی ملت ها متمرکز بود. ملی گرایی متاخر، متاثر از روند جهانی شدن بر مفهوم منافع ملی و اقتصاد لیبرال تمرکز دارد. نهضت ملی شدن نفت از این دست بود.

-این تعریف از دولت- ملت، از نمایندگی و دموکراسی ایدئال حکایت می کند. در عمل دولت ها کم یا بیش از این ایدئال فاصله دارند.

-"علائق مشترک" امروز بیش از هرچیز معنای اقتصادی دارد و به منافع مشترک بر می گردد. لذا امروزه ملت بیش از هر چیز افرادی با منافع مشترک اقتصادی است. مفهوم "منافع ملی" به تبع از این واقعیت پر رنگ شده است. دولت بیش از هرچیز نماینده ملت در دفاع از منافع ملی است. لذا دولت هایی که سیاست داخلی و خارجی شان را بی اعتنا به منافع ملی و خواست ملی تنظیم می کنند، به نسبت این بی اعتنایی و بی مسئولیتی، از مفهوم دولت-ملت فاصله می گیرند.

-جهانی شدن بر پررنگ شدن وجهِ اقتصادی "منافع ملی" تاثیر به سزایی داشته است. به این معنا که باعث می شود که منافع یک ملت بیش از پیش در خارج مرزهای آن کشور تعیین شود. در عصر جهانی شدن منافع جهانی است که به منافع ملی می انجامد. به این معنا که تزلزل دراقتصاد چین، تزلزل و اخلال در اقتصاد آمریکا را به دنبال دارد و بالعکس. تو گویی همه در یک قایق نشسته اند.