خودشناسی بر اساس مثنوی

محمدامین مروتی

گفتار هشتم: راهکارها

     16- رابطه سالم :

     هــرانساني را دريچــه اي بــه دنيــايي جــديـد تلقي كن كه هم مي‌تواند جالب باشد و هم آموزنده و هم به توسعه مرزهاي دنياي كوچك تــو بيــانجــامد . بــايــد بــا هستي انســان ها مــربوط شـوي نه با چيستي شان. يعني انسان‌ها به اعتبار انسان بودن برايت محترم باشند . بهترين و زيباترين و مطبوع ترين روابط آنهايي هستند كه مسبوق به سابقه نيستند و از هيچ شروع مي‌شوند:

چونكه گشتي هيچ ، از سندان مترس               هــر زمان ، از فقرِ مطلق ، گير درس

به همين علّت در اوّلين برخوردمان با غريبه‌ها ،كاملا مؤدب و خوش اخلاقيم. هر انساني، بدون لحاظ كردن اينكه چگونه انساني است و به صرف انسان بودنش ،ارزش دوست داشتن و تفاهم و درك شدن دارد. بدون سوابق ذهني ، با انسان ها مربوط شو.

     درگفتگو ازجملات متمم و مكمل استفاده كنيم تا رابطه‌مان با هم موازي و تبادلي باشد نه متقاطع و تقابلي . از لحن لَيّن و نرم استفاده كنيم كه خــداونــد حتّي مـــوسي را درگفتگو با فرعون ، بدان توصيه مي‌كند. مـــولا نا، مجـــادله و مـــكالمه متقاطع را ، مانند ريختن آب بر روي روغن داغ ، خطرناك مي‌داند و مي‌گويد از حرف حق كوتاه نيا ، ولي با زبان خوش:

موسيا ! در پيشِ فرعون زَمَن              نرم بايد گفت : قـولا  لَيّنا

آب چون در روغن جوشان كني ،               ديگدان و ديگ را ، ويران كني

نرم گو ، لكن مگو غيرِ صواب               وسوسه مفروش در لَين الخطاب

   روانشناسان مي‌گويند 70% توانايي ما در ايجاد رابطه مثبت و سالم با ديگران از نحوة بيان و قول ليّن ماست و تنها 30% آن به محتواي خود پيام بر مي‌گردد . مولوي در دفتر پنجم حكايت مؤذن بد صدايي را  نقل مي‌كند كه اهالي محل را به تنگ آورده ولي مردي كافر ، هدايايي براي او مي‌برد . وقتي  حكمت اين عمل را از او مي‌پرسند ، جواب مي‌دهد حقيقت اين است كه  دخترم عاشق مؤمني شده بود و اصرار بر ازدواج با او داشت ولي از وقتي كه صداي اين مؤذن را شنيده از مسلمان شدن و ازدواج با مؤمنين سرد شده است و اين همه از سايه سر مؤذن بدآواز است:

چون يقين گشتش ، رخ او  زرد شد              از مسلماني ، دلِ او ، سرد شد