حرفی از ان هزاران....
آیه هفته:
لَقَدْ جَاءكُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُم بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُوفٌ رَّحِيمٌ : قطعا براى شما پيامبرى از خودتان آمد كه بر او دشوار استشما در رنج بيفتيد به [هدايت] شما حريص و نسبت به مؤمنان دلسوز مهربان است (توبه-128)
کلام هفته:
کسانی که پشت سرتان حرف می زنند ، دقیقا به همانجا تعلق دارند، پشت سرتان.
شعر هفته:
در میان گونه گونه مرگ ها تلخ تر مرگی ست مرگ برگ ها
زان که در هنگامه اوج و هبوط تلخی مرگ ست با شرم سقوط
وز دگر سو "خوش ترین مرگ جهان" -زانچه بینی،آشکارا و نهان-
رو به بالا و ز پستی ها، رها خوش ترین مرگی ست مرگ شعله ها شفیعی کدکنی
داستانک:
آقای کوینر از پسر بچهای که زار زار گریه میکرد علت غم و غصهاش را پرسید .
پسر بچه گفت : من دو سکه برای رفتن به سینما جمع کرده بودم ، اما پسرکی آمد و یکی از آنها را از دستم قاپید . و به پسری که دورتر دیده میشد اشاره کرد .
آقای کوینر پرسید : مگر با داد و فریاد ، مردم را به کمک نخواستی؟ پسر بچه با هقهق شدیدتری گفت : چرا .
آقای کوینر در حالی که با مهربانی او را نوازش میکرد دوباره پرسید : کسی صدایت را نشنید؟ پسر بچه هق هق کنان گفت : نه. آقای کوینر پرسید : نمیتوانی بلندتر فریاد بزنی ؟ پسر بچه با امیدواری گفت : نه .
آنگاه آقای کوینر لبخندی زد و بعد گفت : پس حالا آن یکی سکه را هم بده بیاد . و آخرین سکه را از دست بچه گرفت و بیواهمه به راهش ادامه داد . برتولت برشت
طنز هفته:
مردي از دولت به نكبت افتاده بود. روزي در آن حال عطسه اي برد، جمعي كه نزديك او بودند گمان كردند كه مگر بادي از او جدا شده. او را دشنام دادند و ناسزا گفتند. بخنديد و گفت: عجب حاليست، در ايام دولت اگر بادي تند از من جدا شد، مردم آن را عطسه مي شمردند و خدا تو را رحمت آرد مي گفتند و اكنون كه در نكبتم عطسه مرا تيز پندارند و خدا تو را لعنت كند، مي گويند.