جمع بین هویت ملی و دینی و انسانی

محمدامین مروتی

ما ترکیبی از فرهنگ های مختلف و به تعبیر شایگان "چل پاره" هستیم که مهمترینشان فرهنگ ایرانی، اسلامی و جهانی است. تحت فرهنگ ایرانی، فرهنگ های قومی هم داریم که باید بدان ها اهمیت داد و کمر به حذفشان نبست.

طبیعتا وحدت ملی نخستین خصیصه اش زبان و خاک و دین مشترک است که با احترام به زبان و خاک و دین قومیتها هم قابل جمع است. اقلیت های زبانی و قومی باید به عنوان بخشی از هویت ایرانی به رسمیت شناخته شوند تا تمایل به گریز از مرکز پیدا نکنند اما زبان فارسی باید زبان مشترک و فراقومیمان باشد تا هر کس ساز خود را نزند و همدلی هم به تبع همزبانی ایجاد شود . تبلیغ و سرمایه گذاری برای یک زبان و فرهنگ و فروکوفتن زبان و فرهنگ اقلیت ها نتایج معکوسی دارد و باعث تفرقه و گریز از مرکز می شود. مثلا یک کرد علوه بر هویت کردی یک هویت فراقومی و ایرانی هم دارد. هم چنان که یک ایرانی علاوه بر هویت ملی یک هویت جهانی و بشری هم دارد. تکیه بر اشتراکات و به رسمیت شناختن اختلافات. تسری الگوی عارفانة "کثرت در وحدت و وحدت در کثرت" به پهنة اجتماع، از ما آدم های بهتر و از جامعه مان جامعة بهتری می سازد. توجه داشته باشیم فرهنگ و عناصر مقوم آن امری متحول و غیرمقدس است. زبان به عنوان مهمترین مولفه وحدتبخش ما تغییرات اساسی کرده و می کند. ما امروز دیگر زبان فارسی باستان و دری را نمی فهمیم. چنان که سایر مولفه های فرهنگی مان نظیر حدود و صغور خاک ما هم در تغییر و تحول مستمر بوده است.

نکتة مهم این است که "حس وحدت" از "حس تعلق" برمی خیزد و ناشی می شود. ما باید به قومیت هایمان این حس تعلق را بدهیم و دادن این حس از طریق به رسمیت شناختن حق آحاد ملت در تعیین سرنوشتشان قابل دست یافتن است. اگر این حس تعلق را از طریق اخراج مردم از تعیین سرنوشتشان گرفته شود، تمایل به گریز از مرکز شدت می یابد و شامل اکثریت مردم می شود تا جایی که خدای ناکرده احساس تعلقشان از حاکمان، متوجه ناجیانی ازخارج از مرزها هم بشود. چنان که اخوان ثالث علیرغم حس قوی وطن پرستی اش مع الاسف خطاب به خود می گفت:

نادری پیدا نخواهد شد "امید"/ کاشکی اسکندری پیدا شود