خودشناسی براساس مثنوی

محمدامین مروتی

بخش هشتم : راهکارها ی خودسازی:

9ـ طبيعي باش :      

     طبيعي بودن وعادي بودن ، راهكاري مؤثر براي نقش برآب كردن خودنمايي‌هاي نفسانيت است . انسان طبيعي نیازي به تظاهر به چيزي كه نيست ، ندارد . طبيعي بودن ما را به طبيعت واقعي و نيالوده‌يِ اوليه مان نزديك تر مي‌كند . از يكي از اساتيد ذن در خواست معجزه مي‌شود او پاسخ مي‌دهد بزرگترين معجزه من آن است كه هر وقت گرسنه باشم، غذا مي‌خورم و هر وقت خوابم بگيرد، مي‌خوا بم . اين بيان ، حاوي حكيمانه ترين راهكارهاي رهايي است . ما اصلاً  آدمهاي طبيعي نيستيم و از روي ســاعت و عــادت زنــدگي مي كنيم ؛ نه از روي نيــازهاي طبيعي .نه به نيازهاي طبيعي  روح پاسخ مي‌دهيم و نه به نيازهاي طبيعي جسم . در عوض تا دلتان بخواهد افراط و تفريط و غَثّ وثمين و عدم تعادل داريم . انسان كامل ، كاملاً انسان است و هر كه بخواهد به بهانه كامل بودن ، انسانيت خود را نفــي كنــد ، بـه خطا رفته است. « آلن واتس » در« طريقت ذن » مي‌گويد :« روحانيت و معنويت ذن ،  فقط پوست كندن سيب زميني است . . . هيچ چيز برابر با لباس پوشيدن و غذا خوردن نيست . خارج از اين نه بودايي هست و نه پيشوايي » .

      طبيعي بودن ، معادل راحت بودن هم هست . در اين حالت ، فكر مداخله نمي‌كند چه به وجه مثبت و چه به وجه منفي . آلن واتس در همان کتاب مي‌گويد :

     « به ياد پا نبودن ، دليل بر اين است كه كفش هاي راحت و خوبي داريم . به ياد كمر نبودن ، يعني كمربندمان سفت نيست . فارغ بودن ذهن از مثبت و منفي ، دليل بر آسايش قلب است و كسي كه به راحتي واقعي و اصل شده ، از راحتي ناشي از راحت بودن خود هم بي خبر است . . . هزار پا كاملاً خوشحال بود و مي‌دويد تا اين كه وزغي به شوخي گفت ؛ لطفاً بگـوئيد كــدام پــا را پس از كدام پا ي ديگر بر مي‌داريد ؟ اين سؤال چنان ذهن هزار پا را مغشوش كرد كه سر در گم در گودالي نشست در اين انديشه كه چگونه گام از گام بردارد .  به اين ترتيب ذن ، درماني براي فلج ذهني و اضطرابي است كه از خود آگاهي مفرط ، ناشي مي شود .»