احتما

محمد امین مروتی

مولانا معتقد است آن کس که به واقع تشنه است، خود را به جواب و سوال سرگرم نمی کند. در واقع یکی از نشانه های عدم جدیت سالک، همین غرقه شدن در مباحث کلامی است. توصیة مولانا این است که در مواردی که عقلا نمی توانی نسبت به موضوعی قانع شوی، از آن در گذر و با نوعی مراقبه، مانعِ ورود وز وزِ زنبورهای اندیشه به ذهن شو. از اندیشه ها اجتناب کن. زیرا در پاره ای از معقولات، فکر، فکر می آورد بی آن که به نتیجه ای برسد. مثل بیشه ای که جانوران به آن می آیند و می روند:

گر شوم مشغول اشکال و جواب

تشنگان را کَی توانم داد آب

گر تو اشکالی به کلیّ و حرج،

صبر کن الصبر مفتاح الفرج

احتما[1] کن احتما ز اندیشه‌ها

فکر: شیر و گور و دل ها: بیشه‌ها

مولانا با استفادة هوشمندانه از یک مفهوم طبّی می گوید، پیشگیری بهتر از درمان است. چنان چه اگر سرِ گری را بخارانی، خارشش افزون می گردد. به خصوص در مسائل روحی و روانی، احتما و اجتناب از زیر و روکردنشان با فکر، موثرتر است و باعث قوّت جان سالک می شود:

احتماها بر دواها سرورست

زانک خاریدن، فزونی گرست

احتما اصل دوا آمد یقین

احتما کن قُوّت جانت ببین

در جای دیگر هم می گوید علت بی خوابی ها و اضطراب ها و غم و غصه های مردم، تفکرات زائد و بی نتیجه است:

جمله خلقان، سخرة اندیشه اند

زان سبب خسته دل و غم پیشه اند

یا: نیم عمرت در پریشانی رود

نیم دیگر در پشیمانی رود

 



[1] احتما: پرهیز