تقریر مولانا و تحریر حسام الدین

محمدامین مروتی

 

این که مولانا شعرهایش را نمی نوشته و دیگران و خاصه حسام الدین آن هار ا موقع سروده شدن، کتابت می کرده اند، در خود مثنوی هم مورد اشاره قرار گرفته است:

ای ضیاء الحق حسام الدین بگیر

یک دو کاغذ بر فَزا در وصف پیر

این در حالی بوده که ظاهرا حسام الدین به دلیل بیماری، قدری ضعیف بوده:

گرچه جسم نازکت را زور نیست

لیک بی خورشید، ما را نور نیست

مولانا بار دیگر نسبت به حسام الدین چلبی اظهار ارادت می کند و می گوید، این مرواریدهای معنوی از توجهات تو بر زبانم جاری می شود و سر رشتة دل من به دست توست:

گرچه مِصباح و زُجاجه[1] گشته‌ای

لیک سَرخَیل دلی، سررشته‌ای

چون سرِ رشته به دست و کام تست

دُرّهای عِقد[2] دل ز انعام تست

بر نویس احوال پیر راه‌دان

پیر را بگزین و عین راه دان



[1] مصباح چراغ و زجاجه شیشة آن است

[2] عقد: گردن بند