نقدی مختصر بر نوشته ی مصطفی ملکیان تحت عنوان "هفت پيشفرض نامنقح روشنفكري ديني"
نقدی مختصر بر نوشته ی آقای مصطفی ملکیان تحت عنوان
"هفت پيشفرض نامنقح روشنفكري ديني"
محمدامین مروتی
🌿 پيشفرض اول اين است كه ما پذيرفتهايم كه مشكل مردم ايران و مشكل احيانا جامعة مسلمان جهان، مشكل جمع دين و مدرنيته است. خب اين يك پيشفرض است. ولي با اين همه به سود اين پيشفرض استدلالي اقامه نشده است. وقتي شما ميگوييد كه مشكل جامعه ما جمع اسلام و مدرنيته يا دين و مدرنيته است، معنايش اين است كه ما قبول داريم كه همهمان ميخواهيم كه هم متدين باشيم و هم مدرن. آيا همه قبول دارند كه ما هم بايد متدين باشيم و هم مدرن؟
ممکن است كسي بگويد كه ميخواهيم متدين باشيم، اما اصلاً نميخواهيم مدرن باشيم. (كه اتفاقاً سخنران قبل از من [دكتر سيد حسين نصر] رأيش همين بود، يعني ما مدرنيته نميخواهيم، دين ميخواهيم. يك عده هم از آن طرف ممكن است بگويند ما مدرنيته ميخواهيم و دين نميخواهيم. شما از كجا فكر ميكنيد كه همه ما به دنبال جمع بين مدرنيته و دين هستيم كه دنبال راهحل اين هستيد كه چگونه ميشود دين را با مدرنيته جمع كرد؟
به نظر قاصر بنده مشكل ما، مشكل درد و رنج است. حالا چه ايراني و چه غيرايراني، فرق نميكند. مشكل ما مشكل درد و رنج انسانهاست. ما ميخواهيم در زندگي كه انساندارد، كمتر رنج ببرد، اگر لابد بايد رنج ببرد، و وجوه تراژيك زندگي ما اين است كه بايد با رنج زندگي بكنيم؛ لااقل رنجهاي اجتنابپذير را نداشته باشيم، فقط ما باشيم با دردهاي اجتنابناپذير. ما بمانيم و دردهايي مثل تنهايي و مرگ. نه اينكه هر درد و رنجي را داشته باشيم.
حالا بايد از اين مشكل كه درد و رنج انسان است، برسيم به اين كه راه رفع درد و رنج، جمع دين و مدرنيته است.[بين اين دو] فرسنگها فاصله است. شما چرا به جاي اينكه از اين [موضع] شروع بكنيد، رفتيد و ميگوييد كه مشكل ما جمع دين و مدرنيته است؟ كجاست آن حلقههاي مياني كه نشان بدهد كه راههاي كاستن از درد و رنج بشر (كه همة پيامبران براي همين آمده بودند و همة عالمان اخلاق ما را به اين سو دعوت ميكنند،) جمع بين دين و مدرنيته است؟
شما از كجا فكر ميكنيد كه همه ما به دنبال جمع بين مدرنيته و دين هستيم كه دنبال راهحل اين هستيد كه چگونه ميشود دين را با مدرنيته جمع كرد؟
جواب:
پیش فرض نامنقح آقای ملکیان این است که روشنفکران دینی فکر می کنند كه همه ما به دنبال جمع بين مدرنيته و دين اند و دغدغه ای به نام کاهش رنج و درد ندارند. اما:
1-روشنفکری دینی به دنبال جمع مدرنیته و دین هست ولی گمان نمی کند مشکل همه این باشد.
2-روشنفکری دینی امیدوار است از طریق جمع بین دین و مدرنیته از خشونت و رنج بکاهد.
🌿 پيشفرض دوم امكان روشنفكري ديني است. اين هم محل بحث است. آيا روشنفكري دين ممكن است. اين چيزي است كه قبلاً هم عرض كردم كه به نظر من ممكن نيست. آن كساني كه ميگويند ممكن است، بايد راه امكانش را نشان بدهند. بايد نشان بدهيم كه روشنفكري را [ميتوان]با دين جمع كرد؟
جواب:
از منظر ذات گرایی امکان روشنفکری و دین نیست چون ذات دین را تعبد و ذات روشنفکری را تعبد تلقی می کنند ولی این پیش فرض بیش از آن کلی و نامنقح است که درست باشد.توضیح آن که به عدد نفوس خلائق، دینداری و همینطور روشنفکری داریم. ترکیب های مختلف از دینداری و روشنفکری به تکثری غیر قابل تقلیل به دین ناب و روشنفکری ناب، مجال ظهور می دهد. در عالم واقع، نه دین ناب داریم و نه روشنفکری ناب. هیچکس به طور کامل دیندار و همینطور روشنفکر نیست. عالم واقع عالمِ ترکیب و ترکب و تداخل و تعامل است نه ذوات خالص و ناب.خود آقای ملکیان و پروژه ی ترکیب "معنویت و عقلانیت" اش هم نمونه ی دیگری از این ترکیب هاست.
🌿 پيشفرض سوم این است که حالا فرض كنيم كه روشنفكري ديني امكان داشته باشد، مطلوبيتش چيست؟ به چه دليل مطلوب است؟
جواب:
مطلوب است چون امکان دیندار بودن در روزگار جدید را برای انبوهی از انسان ها فراهم می سازد. مطلوب است چون فضا را بر خشونت ورزی دینی تنگ می کند.
🌿 پيشفرض چهارم چنین است که روشنفکری دینی مبتني بر وحي است. بالاخره نهايتاً از وحي استمداد ميكند. از كجا حجّيت معرفتشناختي وحي را اثبات كرده است. توجه باید کرد كه من نميگويم كه وحي حجيت ندارد. من نمي گويم كه وحي حجيت معرفتشناختي ندارد، ميگويم كه روشنفكران ديني چه دليلي ارائه كردهاند بر اين كه "وحي"، "حجيت معرفتشناختي" دارد و يكي از منابع شناخت است و عالم واقع را چنان كه هست به ما نشان ميدهد.
جواب:
البته که اثبات وجه معرفت شناختی وحی کار آسانی نیست. چه برای روشنفکران دینی. چه برای سنت گرایی دینی و چه برای خود آقای ملکیان. ایشان خود می گوید:" من نمي گويم كه وحي حجيت معرفتشناختي ندارد."پس منکر حجیت معرفت شناختی وحی نیست. اما تا کنون موضع روشنی در باب استدلال خود ایشان بر این حجیت نشنیده ام. در واقع حجيت معرفتشناختي وحی به همان اندازه برای خود ایشان هم دشوار است.
🌿 پيشفرض پنجم این است که فرض ميكنيم كه "حجيت معرفتشناختي وحي" اثبات شد، اما از كجا ميگوييد اين متني كه در اختيار ماست "وحي" است. چه بسا دستگاه ادراكي چشم من، حجيت معرفتشناختياش اثبات شده است، ولي از كجا ميگوييد كه من فلان رأي را كه ميگويم، بر اساس حجيت تاریخی آن ميگويم. متون وحياني، بايد وثاقت تاريخياش اثبات بشود، بايد نشان داده شود كه كتاب مقدس واقعا سخن عيسي است، واقعا سخن موسي است و به همين ترتيب در مورد هر متن مقدس ديگري.
جواب:
این مشکل هم به یک اندازه برای سنت گرایان و نوگرایان و شخص آقای ملکیان وجود دارد و دلیلی بر تفضیل موضع ایشان نیست.
🌿 پيشفرض ششم اين است كه ما با چه روشي متون وحياني را تفسير ميكنيم. اين روش را مشخص كنيم و وثاقت هرمنوتيكي آن روش را هم نشان بدهيم. از يك متن مقدس، اشاعره هم تفسيري داشتند، اما از آن جبر بيرون ميآمد، معتزله هم از اين متن مقدس اختيار را بيرون ميكشيدند. اشاعره حسن و قبح الهي و شرعي را بيرون ميكشيدند، و معتزله حسن و قبح ذاتي و عقلي را بيرون ميكشيدند. همه اينها را از متن مقدس و قرآن بيرون ميكشيدند. از كجا ميفهميم كه در استفاده از متون مقدس ما به صواب ميرويم. هر كسي از متن مقدس چيزي بيرون ميكشد. متدهاي تفسيري به لحاظ هرمنوتيكي در کجا اثبات شده است؟
جواب:
این سخن عینا سخن روشنفکران دینی هم هست. روشنفکری دینی عرصه ی تعامل همه ی این اندیشه ها و تکمیل آن هاست نه اخراج اندیشه ای به نفع اندیشه ی دیگر.
🌿 پيشفرض هفتم اين است كه وقتي روشنفكري ديني نشان داد كه بين دين و مدرنيته سازگاري وجود دارد، آن وقت بايد بگويد كه در ميان اديان، حال چرا اسلام را باید درصدد سازگاریاش با مدرنیته برآمد؟ وقتی که از ديد يك انسان بيروني به جريان روشنفكري ديني نگریسته شود، چنانچه بتوان دين را با مدرنيته جمع كرد چرا مسيحيت را جمع نكنيم؟ چرا آيين هندو را جمع نكنيم؟
اين هفت پيشفرض، پيشفرضهايي است كه تا تمامش اثبات نشود، پروژة روشنفكري ديني از لحاظ نظري موفق نيست.
جواب:
روشنفکری دینی معتقد به جمع بین همه ی ادیان و مدرنیته است و نه فقط اسلام و مدرنیته.
ملاحظه می شود استنتاجات و استدلالات خود آقای ملکیان مبتنی بر انبوهی از پیش فرض های نامنقح و نسخته است.
منبع: آسيبشناسي روشنفكري ديني/ سخنراني در سمينار دين و مدرنيته ۲/ به تاريخ پانزده شهریور 1386