مکانیسم تحولات فکری و اجتماعی

محمدامین مروتی

روند تحولات فرهنگی و اجتماعی در اصطلاحات سه گانه ی هگلیِ "تز، آنتی تز و سنتز"، بسیار خوب تشریح شده است که طبق آن وضعیت فعلی تز است. نفی آن و تقابل با آن، آنتی تز نام دارد. اما نه تز کاملا نفی می شود و نه آنتی تز کاملا بر جایش می نشیند؛ بلکه ترکیبی معقول از هردو، جایشان را می گیرد و بعد خود این ترکیب به تز بعدی تبدیل می شود و به تدریج آنتی تزی در مقابل آن شکل می گیرد و سنتزی دیگر از دل تعامل و تقابل آن ها شکل می گیرد الی غیر النهایه. بیان دیگری از این سیوه ی تحول در اصطلاح پوپریِ "آزمایش و خطا" آمده است که طبق آن ما افکار خود را در تجربه محک می زنیم و ضعف ها و ناکارآمدی هایشان را به تدریج اصلاح می کنیم. این اصلاحات در روندی طولانی مدت منجر به آن چیزی می شود که کوهن، "تغییر گفتمان یا دیسکورس" می نامید. اگر می بینید هیچ نسلی نه نسل قبل از خود را قبول دارد و نه نسل بعد از خود را دقیقا به دلیل جریان داشتن این شیوه ی تحول در زیر پوست اجتماع است. لذا از منظر جامعه شناسی و تاریخی، آن که بر تثبیت دیسکورس ها و حفظ وضع موجود اصرار می کند، منطق تاریخی تحولات را درک نمی کند یا نادیده می گیرد؛ اما این عدم درک مانع از نادیده گرفتنی خود او نمی شود.