میرزا رضای کرمانی و ترور ناصرالدین شاه

محمدامین مروتی

ترور سیاسی سازمان یافته در ایران با اسماعیلیه و یاران حسن صباح شروع شد. اما در روزگار معاصر، ترور سیاسی، معنایی پیچیده تر و تئوریک تر یافت. آنارشیست ها و کسانی همچون کروپتکین، معتقد بودند که "مستبد کشی" بهترین شکل تبلیغ سیاسی هم هست.

این اندیشه نزد جریانات چریکی، با عنوان"هم استراتژی و هم تاکتیک"، تبلیغ می شد. به این معنا که مبارزه مسلحانه فقط یک روش نیست، بلکه نوعی استراتژی سیاسی هم هست که هم آگاهی می بخشد و هم در عمل صحنه سیاسی کشور را تغییر می دهد. هرچند ترور سیاسی، هرگز نتوانست به تغییرات سیاسی پایدار و مثبت بیانجامد، اما انعکاسش در جامعه برای ترورکنندگان، ایجاد حیثیت و هویت می کرد. به خصوص اگر هدف ترورها مستبدین و حاکمان ظالم می بودند. شاید به همین دلیل بود که جریانات سیاسی چریکی، پس از انقلاب و در رقابت سیاسی، موفق به جذب طرفداران بیشتری می شدند.

اما فضل تقدم ترور سیاسی در روزگار معاصر را باید به میرزا رضای کرمانی، قاتل ناصرالدین شاه داد که ناظم الاسلام کرمانی، نویسنده کتاب مهم "تاریخ بیداری ایرانیان"، از او به عنوان "اولین فدایی" یاد می کند.

میرزا رضای کرمانی دست فروشی بود که در اثر تعدیات کامران میرزای نایب السلطنه و پیگیری مصرانه حق خود، به مدت چهار سال به زندان افتاد. فرزند شیرخوارش در این مدت مرد و زنش از او جدا شد و از این طریق میرزا رضا سر از سیاست در آورد. تحت تاثیر افکار سید جمال الدین اسدآبادی قرار گرفت. او و میرزاآقاخان کرمانی و شیخ احمد روحی را در استانبول دید و در بازگشت تصمیم به ترور شاه گرفت.

پس از دستگیری، از کار خود دفاع کرد و اظهار پشیمانی نکرد و این اولین مواجهه با حکومت از این نوع بود. ضمن تحسین سیدجمال، گفت تصمیمش فردی بوده و ربطی به او نداشته است و با طیب خاطر مرگ را در آغوش گرفت.

دولت ایران از عثمانی خواهان استرداد سید جمال و میرزا آقاخان و سید احمد روحی شد. عثمانی سیدجمال را تحویل نداد ولی دو نفر دیگر را همراه کنسول پیشین ایران در بصره تحویل داد. سر هر سه را در تبریز بریدند.

تاج السلطان ترور پدرش را به امین السلطان صدراعظم نسبت داد و دولت ایران به سید جمال ولی هر دو روایت مشکوک و بی سندند و تصمیم فردی میرزا رضا، بیشترین احتمال صدق را دارد.

منبع:

اندیشه پویا شماره 87 آذر 1402

22 آذر 1402