ایدئولوژی و سبک زندگی
ایدئولوژی و سبک زندگی
محمدامین مروتی
دیدگاه های ایدئولوژیک اعم از چپ استالینی و مائویی، دین داعشی و طالبانی و ناسیونالیسم هیتلر و موسولینی، مدینه فاضله ای دارند که در آن همه انسان ها به انسان مورد نظر خودشان تبدیل شده اند. آنان می خواستند و می خواهند انسان طراز نوین دینی و غیردینی بسازند و همه انسان ها را شبیه هم کنند و قالب زنند و از روی هم بسازند و به قامت خود درآورند. انسان قالبی و تقلبی را به جای انسان زنده و انتخابگر می گذارند. حتی در نحوه لباس پوشیدن. چپ های قدیمی همه مثل هم لباس می پوشیدند. لباس های ساده با حذف کت و شلوار و کراوات به عنوان نماد زندگی غربی. این تفکر در نحوه ریش و سبیل گذاشتن هم تاثیر می نهد. سبیل استالینی و هیتلری و ریش داعشی، برای پیروان شان نوعی شاخص و وجه تمایز می شود.
لذا خود را در هیئت مرشد می پندارند و انواع مختلفی از پایش های ارشادی را راه می اندازند تا همه را به هیئت خود درآورند.
تاکید بر ارشاد دیگران، مبتنی بر این پیش فرض غلط است که فقط یک روایت و خوانش صحیح از زندگی وجود دارد و آن روایت و خوانش پیش من است.
در این رویکرد ریش و سبیل و نحوه پوشش تبدیل به شاخص و معیار و خط قرمز می شود و برگذشتن از این شاخص ها، گناه انگاری و جرم انگاری می شود.
در مقابل، تکثر در سبک زندگی یعنی شکفتن گل هایی با رنگ و بوی متفاوت در گلستان جامعه. حق داشتن انتخاب سبک زندگی و مهمتر از همه فرهنگ مدارا با سبک های دیگران. مدینه فاضله من، جایی نیست که همه مثل هم بیندیشند. جایی نیست که یک سبک زندگی جای تنوع و تکثر در شیوه های زیست را بگیرد.